تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
و اگر خواسته باشى كه بر وفق دايرهء عقل ، كه در اين خصوص سابقا مسطور شد ، بحر لجى را از دايرهء فوقيهء محيطيّه بدانى و دو دايرهء ديگر را عكس نمايى تا دايرهء وسطيهء مركزيه و آن را دايرهء ابر سياه بدانى به اعتبار وسعت عوالم ، چنان‌كه در دايرهء عقل ذكر شد ، پس تفاوت ندارد و مثال از براى مطلب ايضا مىشود .

تحفه : [ 4 ] ، [ عينيت جهل اول با روح ظلمت خاتم الشقيين ]

بدان‌كه به همان نهجى كه عقل اول ، عين روح و نور خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بود و به اعتبارات مختلفه ، اسامى متكثره غير از روح محمدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم داشت ، به همان نهج ، جهل اول به عينه روح و ظلمت خاتم الشقيين عليه اللّعنه است و به اعتبارات مختلفه ، اسامى متشتته غير از روح رمعى مىدارد . چنان‌كه روح آن حضرت احاطه به تمام موجودات نورانيه عليينه دارد و با همهء موجودات آن جنس مع و مصاحب است و وجود و نور همگى از شعاع فيض آن است ، هم‌چنان روح آن ملعون احاطه به تمام موجودات سفليهء ظلمانيهء سجينيه دارد و با همهء افراد آن جنس مع و مصاحب مىباشد و وجود و ظلمت تمام از ظلمت و خبائث آن است . و چنان‌كه روح آن جناب را ظاهرى و باطنى مىبود و باطن او مؤسس و ولى و وصى او بود ، هم‌چنان روح آن خبيث را ظاهر و باطنى است و باطن او مؤسس و ولى و وصى او است . چنان‌كه هويدا است و مىدانى از شكل و هيأتى كه سابق نموده شد ، باطن او كه روح رمعى است همان روى قوس است كه پشت به قوس عقل و قوس الهى دارد ، و ظاهر او قوسى است كه رو به عوالم خود ، كه آخر آن‌ها متصل به آخر عوالم عقل است ، دارد . و چنان‌كه آن جناب هريك از عترت طاهرهء آن در آن روحيهء مقدسه اشتراك داشتند و آن روح ، روح همه بود و در عالم عزت و جبروت و نورانى يكى بودند و به اسم و شخص ، متعدد شدند ، هم‌چنان آن ملعون با هريك از تبعهء خبيثهء آن در آن روحيت منجسه اشتراك دارند و آن روح ، روح همهء آن‌ها است و در عالم قهر و رهبوت ظلمانى يكى بودند و به اسم و شخص ، متعدد شدند . بلى فرقى كه