محب آل على باد سرفراز جهان * عدوى آل على باد پست و خوار و نزار
( تحفهء سامى ، تصحيح ركن الدّين همايونفرخ ، مقدمه ، ص 377 - 380 - روضة السلاطين ، ص 71 - مجمع الخواص ، ص 24 - آتشكدهء آذر ، ص 18 - دانشمندان آذربايجان ، ص 176 - 178 - ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 151 - فرهنگ سخنوران ، ص 258 )
سعد الدّين وراوينى « 1 »
از دانشمندان و سخنوران سدهء هفتم هجرى و از ملازمان و نزديكان خواجه ابو القاسم ربيب الدّين هارون فرزند على فرزند ظفر دندان ( وزير اتابك ازبك فرزند محمد فرزند ايلدگز از اتابكان آذربايجان كه از سال 607 تا 622 در آذربايجان و اران سلطنت داشت ) بوده است . مرزباننامه را از طبرى به فارسى برگردانيده و به نام خواجه ربيب الدّين موشح ساخته است . و همانطورىكه علامه قزوينى در مقدمهء همين كتاب اشاره نموده است : « الحق در عذوبت انشا و سلاست عبارت و روانى كلام كمتر كتابى بدان پايه مىرسد » .
سعد الدّين مانند اكثر دبيران و دانشمندان زمان خود شاعر هم بوده و موقع تسليم كتاب به خواجه ربيب الدّين اين قطعه را سروده است :
وزير عالم عادل ربيب دولت و دين * ايا به طوع فلك طاعت تو ورزيده
هرآنچه بسته ضمير تو عقل نگشوده * هرآنچه دوخته راى تو چرخ ندريده
ز بسكه در شب شبهت فكنده پرتو صدق * چو صبح راى تو بر آفتاب خنديده
هامش
( 1 ) - دربارهء « وراوى » ياقوت در معجم البلدان ، ج 8 ، ص 431 مىنويسد :
شهر كوچك و پرنعمت و خوشآبوهوايى است كه در كوههاى آذربايجان بين اردبيل و تبريز قرار دارد و آن ولايت ابن پشكين ، يكى از اميران آن ناحيه است و بين واروى و اهر يك منزل فاصله مىباشد . حمد اللّه مستوفى ، وراوى را مشكين معرفى كرده است ( نزهت القلوب ، ص 94 ) و « شفر » آنجا را با « وراوين » زادگاه سعد الدّين يكى دانسته است ( مقدمهء مرزباننامه ) . امروز مشكين نام يكى از دهستانهاى بخش مركزى خياو ( مشكين شهر ) است . شاعران معدود اين شهرستان به اعتبار سوابق تاريخى جزو سخنوران اردبيل ذكر شدهاند .