مرحوم تربيت نسخهيى از ديوان او را كه شامل 6 هزار بيت بوده ديده است .
نمونهيى از اشعار اوست :
كند سگت ز وفا ميل دوستدارى ما * عجب كه عار نمىآيدش ز يارى ما
* * *
پابوس سگ يار نگويى هوسم نيست * دارم هوس اما چه كنم دسترسم نيست
* * *
به دل غمىست مرا از سپهر كجرفتار * كه نيست چارهء آن غير مرگ آخر كار
* * *
حاصل عمر نثار ره يارى كردم * شادم از زندگى خويش كه كارى كردم
رباعى :
خون در جگرم ز لعل جانپرور توست * تنگى دلم ز حقهء گوهر توست
هر تار ز كاكلت جدا فتنهگريست * حاصل كه تمام فتنهها در سر توست
* * *
هرگاه كه عشوه آن دلآويز كند * عاشق ز بلا چگونه پرهيز كند
باد است نصيحت كسان در گوشم * اما بادى كه آتشم تيز كند
غزل :
اى همچو پرى از من ديوانه رميده * نى با تو سخن گفته و نى از تو شنيده
اى واى بر آن عاشق محروم كه هر روز * صد بار تو را ديده و گويا كه نديده
آزرده شد از چشم من امشب كف پايت * دردا كه كف پاى تو را چشم رسيده
مرغ دل « سامى » به هواى سر كويت * در دام بلا مانده و يكدانه نچيده
وى هنگام خاتمهء تذكرهء خود قصيدهيى در مناقب حضرت على ( ع ) ساخته و ضمن آن با ايما و اشاره از وضع خود اظهار دلتنگى كرده است .