تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
دو چيز بدتر ز تير حرامى * سلام كلامى ، كلام سلامى
( مجمع الخواص ، ص 279 - 280 - دانشمندان آذربايجان ، ص 182 - 183 )

شيخى اردبيلى

تاريخ زندگيش روشن نيست . شادروان تربيت از تذكرهء رياض الشعراى واله داغستانى كه در تاريخ 1161 تأليف شده اين بيت او را نقل كرده است :
« شيخى » ز نامهء عمل ما مپرس از آنك * ما ز آب ديده نامهء اعمال شسته‌ايم
( روز روشن ، ص 370 - دانشمندان آذربايجان ، ص 210 )

صدر اردبيلى

شيخ صدر الدّين موسى فرزند شيخ صفى الدّين اردبيلى . روز عيد فطر سنهء 704 ولادت يافت و پس از رحلت پدر بزرگوارش ( 735 ) مدت 59 سال به ارشاد عباد اشتغال داشت و حظيرهء متبركهء صفويه از آثار اوست و آن عمارت عالى را در مدت ده سال به اتمام رسانيد و نظام و نسق آن روضه از حفاظ و خدام و . . . ساير متعلقات همه او قرار داد و طالبان ، ايثار فراوان آوردند همه را در اخراجات آن بقاع خير صرف كرد . وى به سال 794 درحالىكه نود سال داشت رحلت نمود . سلطان خواجه على و شيخ شهاب الدّين و شيخ جمال الدّين اولاد ذكور او بودند ؛ شاه قاسم انوار از جملهء مريدان وى بوده و اين چند بيت در سوكش سروده است :
صدر ولايت كه نقد شيخ صفى داشت * قرب نود سال بود رهبر اين راه جانش به وقت رحيل عطسه زد و گفت * يا ملك‌الموت قد وصلت الى اللّه سوخته شد قاسمى ز فرقت خواجه * صبر كن اندر فراق صبرك للّه
مؤلف حبيب السير در كرامت و مقام او داستانهايى نقل كرده و صاحب تاريخ عالم‌آراى عباسى نيز مطالبى نوشته است . شيخ طبع نظم داشته ؛ از اوست :