تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
به هند رفت و ازآنجا به مكهء معظمه مشرف گشت و چنان مسموع شد كه اسباب خود را به قصد رضاى الهى به سيدى بخشيد و خودش پريشان‌حال به هند مراجعت نمود و بعد از مدت سهلى درگذشت . از اوست :
از حوادث گرد غم ننشست بر رخسار ما * پاسبان خانه شد كوتاهى ديوار ما
* * *
از طپيدنهاى دل در كلبهء ويرانه‌ام * سقف همچون رنگ برخيزد ز روى خانه‌ام در شبستان وفا شب‌زنده‌داران اميد * شمع روشن مىكنند از مى افسانه‌ام
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 431 - 432 - صبح گلشن ، ص 268 - قاموس الاعلام ، ج 4 ، ص 3039 - دانشمندان آذربايجان ، ص 17 - 18 )

عارف تبريزى

حاجى عبد الله متخلص به « عارف » از سخنوران سدهء 12 هجرى قمرى است در آغاز جوانى به هند رفت . با ميرزا محمد على فروغ ( متوفى در 1210 ) گفتگوى شاعرانه داشت بعد از زمانى دل از دنيا برداشت و به لباس درويشى درآمد و در بنارس سكنى گزيد و همان‌جا درگذشت . در روز روشن اين دو بيت به نام او ثبت شده است :
غلام كاكل و خط تو تاج‌دارانند * اسير زلف كمند تو شهسوارانند « 1 » دو زلف در بر و كاكل به پيچ‌وتاب به سر * به گنج حسن و خطت هر دو مثل مارانند
( روز روشن ، ص 421 - دانشمندان آذربايجان ، ص 253 - الذريعة ، ج 9 ، ص 667 )
هامش
( 1 ) - حافظ فرمايد :غلام نرگس مست تو تاج‌دارانند * خراب بادهء لعل تو هوشيارانند .و شاه اسماعيل در تضمين آن گويد :توان گلى كه خراب تو گل‌عذارانند * اسير بند كمند تو شهوارانند . . .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 533 | عزيز دولت آبادى