عارف تبريزى
از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى ساكن اصفهان و از معاصران و مصاحبان صايب تبريزى بود و كتابت ديوان او مىكرد . از جمله نوشتههاى او بياض بزرگ صايب است كه در تاريخ 1088 تحرير كرده و به نوشتهء تربيت نسخهيى از آن در كتابخانهء مدير مجلهء ارمغان موجود بوده است . نصرآبادى مىنويسد كه وى ارادهء هند نمود ولى در راه ، افغانها هرچه داشت به تاراج بردند و او مراجعت كرد و الحال ( 1083 ) در اصفهان است . نمونهيى از اشعار اوست :
مىكند مستور صهبا آب و تاب عقل را * مشرق ميناست مغرب آفتاب عقل را
* * *
دوران شرابِ محنت و دردم به جام ريخت * دندان شكوفهوار ز باد ز كام ريخت
* * *
ز آب و آينه بيگانهوار مىگذرم * ز بسكه وحشتم از آشنايى خويش است
* * *
بىتأمل پايهء معنى نمىگردد بلند * مصرع برجستهء سرو از قدم افشردن است
سبكسر از ترقى بر جهان سرور نمىگردد * شرر بر آسمان گرمى رود اختر نمىگردد
* * *
ازبسكه شد ضعيف ز درد گران تنم * آن قوتم نماند كه پرهيز بشكنم
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 392 - 393 - صبح گلشن ، ص 266 - 267 - قاموس الاعلام ، ج 4 ، ص 3039 - دانشمندان آذربايجان ، ص 256 - 253 - فهرست سپهسالار ، ج 2 ، ص 623 )
عارف تبريزى
ميرزا ابراهيم متخلص به « عارف » برادر ميرزا آقاسى تبريزى و از سخنوران سدهء يازدهم ه . ق . است در عباسآباد اصفهان ساكن بود . نصرآبادى مىنويسد مدتى قبل از اين ( 1083 )