اى خوش آن آتش كه زد بر جان حبيب * فارغم كرد از فراق و از رقيب
آتشى كز عشق جانان برفروخت * غير مهرش هرچه در دل بود سوخت
( سخنوران نامى معاصر ج 3 . ص 271 - 274 - جلاليه ، ج 2 ، ص 341 - 359 )
طوفى تبريزى
از سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى است ابتدا به سرّاجى اشتغال مىورزيد و بعد به كيمياگرى پرداخت . صاحب مجمع الخواص در لاهيجان با وى ملاقات كرده و نوشته است :
« اوقاتش را به كيمياگرى مىگذرانيد و در آن فن رسالهاى هم نوشته بود . . . »
در شاعرى طبعش در كمال بلندى است ، در طرز غزل تتبع مولانا ضميرى اصفهانى ( متوفى 973 ) مىكرد به جمعآورى اشعار ديگران نيز رغبت داشت و به نوشتهء تقى كاشى در خلاصة الاشعار ، تذكرة الشعرايى نيز در نهايت خوبى تأليف كرده و حالات بسيارى از سخنوران سدهء دهم را در آن شرح داده است .
در كتاب مكتب وقوع ، عين مندرجات خلاصة الاشعار و هفت اقليم و مجمع الخواص و عرفات العاشقين دربارهء « طوفى » نقل شده است .
مؤلف عرفات العاشقين مىنويسد : « تا قريب به اين ازمنه ( 1022 ه . ق ) در قيد حيات مانده ، شاعرى قادر ، نادر ، ماهر ، باهر ، بامزهگوى ، سنجيدهء متين ، رزين ، درستطبيعت عالىفطرت بود . . .
اما منشأ و موطن و مدفن وى اردبيل است ، چه از آن زمان كه به سبب فترات از تبريز برآمده در آنجا ساكن شده است . . . »
و صاحب تذكرهء لطائف الخيال دربارهء او مىنويسد :
« طوفى تبريزى غواص عمان گهرخيزى و نقاوهء نقود طبع لطايفانگيزى بود مشرب عاليش جرعهكش خمخانهء معرفت ، اشعار صوفيانهء محققانهاش صيقل مرآت دل اهل حقيقت سرآمد شعراى زمان خود بود و وجه معيشتش از زرگرى بهم مىرسيده در كيميا نيز دستى داشته وفات او بعد از واقعهء قتل عام تبريز در اردبيل واقع شده اكثر موزونان آن زمان مثل ملا وقوعى و حسن بيگ عجزى و صبورى و حكيم ابو طالب از شاگردان او بودهاند