تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
رحل اقامت افكند و بالاخره در اسفندماه 1334 دار فانى را وداع گفت . دكتر ملك از 13 سالگى به علت يك ماجراى خانوادگى نخستين شعر خود را سروده و از آن تاريخ هروقت فرصتى دست داده غزلى ساخته است و در شعر طوطى تخلص مىكرد . غزليّاتش داراى لطف خاصى است و بالغ بر دو هزار بيت مىشود . دكتر ملك از زمرهء اطباء انسان‌دوستى بود كه تمام دوران زندگى خود را بدون كمترين چشم‌داشتى وقف خدمت بمردم كرد مردم شهرستان اراك گواه صادق اين ادّعايند . نمونه‌اى چند از شعر او :

گفتگو

مىكنى هر قدر ناز اى سيم‌بر ، خواهم كشيد * هرچه نازت بيش باشد بيشتر خواهم كشيد با مصور گفتگوى طرح گيسوى تو بود * گريه‌اش وا گفت من با مشك تر خواهم كشيد گفتم اندر شكل ابرويش چه فكرى كرده‌اى * گفت شكل خنجر ، امّا تيزتر خواهم كشيد گفتمش در باب مژگانش چه دارى در نظر * گفت مانند خدنگ تيز پر خواهم كشيد گفتمش جادوى چشمانش چه خواهى كرد گفت * نقشه‌اى از روىِ سحر مستمر خواهم كشيد . گفتم از باب دهانش چيست فكرت گفت هيچ * از براى هيچ رنج بىثمر خواهم كشيد گفتم آخر رنگ لب را با چه آميزى بگفت * لعل را با آب حيوان كرده‌تر خواهم كشيد گفتمش سازى چگونه آب و رنگ سينه را * گفت رنگ پرتو نور قمر خواهم كشيد گفتمش فكر كمر را كرده‌يى ، بايد چه كرد * گفت موهوم است او را مختصر خواهم كشيد
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 525 | عزيز دولت آبادى