تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
وى مستجاب‌الدعوه بود و با وفور زهد و تقوى گاهى زبان به شهد شعر شيرين مىساخت . در دانشمندان آذربايجان به نقل از تاريخ گزيده رباعى معروف صاين الدّين تبريزى :
« دوش اين دلم از درد جدايى مىسوخت »
به او نيز نسبت داده شده است . ( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 215 - دانشمندان آذربايجان ، ص 241 - تاريخ نظم و نثر ، ج 2 ، ص 769 )

طالب تبريزى

ميرزا طالب فرزند حاج ميرزا خان كمال بيگ تبريزى از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى است . در عباس‌آباد اصفهان ساكن بود پدرش تجارت مىكرد و مشرب درويشانه داشت . ميرزا طالب هم از اكثر علوم خبردار بود اطوار دلنشين و حركات نمكين داشت بعد از فوت پدر اندوخته‌هاى او را خرج كرد و تهىدست شد . نصرآبادى مىنويسد : الحال به درد فقر و پريشانى ساخته در كمال سازگارى و رضامندى سلوك مىكند و زبان به شكوى و شكايت نمىگرداند و به اين معنى شاكر است . چنان‌كه خود گويد :
دولت كون و مكان درخور اقبال نديد * اختر طالع ما تعبيهء ديگر داشت
در ترتيب نظم طبعش خيلى قدرت دارد در جواب تحفة العراقين يك مثنوى ساخته و ساقىنامه‌يى نيز در بحر ساقىنامهء « ظهورى » گفته است . از مثنوى اوست :
ماييم مقامران افلاك * محبوس قمارخانهء خاك سر در سر كار دل نهاده * كونين به داو عشق داده در شش‌در شش‌جهت نشسته * از بست و گشاد دهر رسته در پنجهء پنج حس مسخَّر * در دامن امهات مضطر مغلوب مثلث مواليد * از هر دوجهان گزيده تجريد از كثرت خلق گشته منفك * از نقش جهان نديده جز يك ز اين تختهء مهرهء خيالى * داريم كمال بىكمالى