از اوست :
به باد نيستى در داد عشقت خاكساران را * به رقص آورد مهرت همچو ذره شهر ياران را
* * *
دمى كه از تو به دل ناوك ستم ديدم * هزار مرتبه پيكان به روى هم ديدم
سواد عمر مرا خط كشيده است اجل * چو بر صحيفهء رويش خط رقم ديدم
به كوه و دشت چو مجنون و كوهكن گشتم * نه در عرب چو تو شوخى ، نه در عجم ديدم
چو غنچه سربهگريبان كشيده جمعى را * ز تنگى دهنش روى در عدم ديدم
اگرچه در سر كويش فتاده بسيارند * چو « صيرفى » به رهش اوفتاده كم ديدم
( تحفهء سامى ، ص 261 - مجمع الخواص ، ص 269 - 270 - دانشمندان آذربايجان ، ص 240 - 241 )
ضياى تبريزى
ضياء الدّين يوسف فرزند مولانا حاجى تبريزى در خدمت مقيم خان ابهرى بوده و از شعراى سده يازدهم هجرى قمرى است
( مجلهء پارس دورهء اول شمارهء 4 - 1 صفحه 70 )
ضياء الدّين تبريزى
شيخ ضياء الدّين تبريزى از شاعران اواخر سدهء هفتم و اوايل سدهء هشتم هجرى قمرى است . به سال 713 درگذشته و در چرنداب مدفون است . مؤلف هفت اقليم مىنويسد كه