صراف به سال 1325 ه . ق . وفات يافت . شادروان حاجى محمد نخجوانى در تاريخ فوت او ماده تاريخ : ( مرد صراف سخن - 1325 ) را ساخته و مرحوم تربيت از سالك تبريزى ماده تاريخى به تركى آذربايجانى آورده و صفوت نيز در داستان دوستان دو بيت عربى در تاريخ فوت او انشا كرده است .
مثنوى تهذيب الاخلاق وى به سال 1344 ق . در تهران و به سال 1334 ق . در تبريز به چاپ رسيده است . و ديوان اشعارش مشتمل بر قصايد و غزليات و مراثى به فارسى و تركى آذربايجانى به سال 1344 ق . و 1313 ش . در تبريز و سال 1334 ش . در تهران طبع شده است .
نمونهيى از اشعار اوست :
ز جمع نوخطان خوشخط و خالى كردهام پيدا * ز خيل مهوشان ابرو هلالى كردهام پيدا
بت داود صنعت ، عيسوىمذهب ، ملكفطرت * سليمانحشمت و يوسفجمالى كردهام پيدا
نهال نااميدى عاقبت اميد بار آرد * بدين اميد من هم نونهالى كردهام پيدا
نشستم با قد همچون كمان اندر كمين آخر * به تير غمزه صيدافكن غزالى كردهام پيدا
ز جان گر كاستم بر عشق افزودم بسى شادم * به حمد اللّه كزين نقصان كمالى كردهام پيدا
نه تنها من سپردم دل به چين طرهاش كآنجا * هزاران همچو خط آشفتهحالى كردهام پيدا
چو « صراف » از دل ديوانهاى غافل چه مىخواهى * در اين ديوانگى جاه و جلالى كردهام پيدا
* * *
مىبرد نالهء زارم به فلك زارى دل * بين چهها مىكشم از دست گرفتارى دل
عاقبت خون شود از ديده برآيد بيرون * گر نيايد غم عشق تو به غمخوارى دل