تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
صراف به سال 1325 ه . ق . وفات يافت . شادروان حاجى محمد نخجوانى در تاريخ فوت او ماده تاريخ : ( مرد صراف سخن - 1325 ) را ساخته و مرحوم تربيت از سالك تبريزى ماده تاريخى به تركى آذربايجانى آورده و صفوت نيز در داستان دوستان دو بيت عربى در تاريخ فوت او انشا كرده است . مثنوى تهذيب الاخلاق وى به سال 1344 ق . در تهران و به سال 1334 ق . در تبريز به چاپ رسيده است . و ديوان اشعارش مشتمل بر قصايد و غزليات و مراثى به فارسى و تركى آذربايجانى به سال 1344 ق . و 1313 ش . در تبريز و سال 1334 ش . در تهران طبع شده است . نمونه‌يى از اشعار اوست :
ز جمع نوخطان خوش‌خط و خالى كرده‌ام پيدا * ز خيل مهوشان ابرو هلالى كرده‌ام پيدا بت داود صنعت ، عيسوىمذهب ، ملك‌فطرت * سليمان‌حشمت و يوسف‌جمالى كرده‌ام پيدا نهال نااميدى عاقبت اميد بار آرد * بدين اميد من هم نونهالى كرده‌ام پيدا نشستم با قد همچون كمان اندر كمين آخر * به تير غمزه صيدافكن غزالى كرده‌ام پيدا ز جان گر كاستم بر عشق افزودم بسى شادم * به حمد اللّه كزين نقصان كمالى كرده‌ام پيدا نه تنها من سپردم دل به چين طره‌اش كآنجا * هزاران همچو خط آشفته‌حالى كرده‌ام پيدا چو « صراف » از دل ديوانه‌اى غافل چه مىخواهى * در اين ديوانگى جاه و جلالى كرده‌ام پيدا
* * *
مىبرد نالهء زارم به فلك زارى دل * بين چه‌ها مىكشم از دست گرفتارى دل عاقبت خون شود از ديده برآيد بيرون * گر نيايد غم عشق تو به غمخوارى دل