آقا سيد على مجتهد و ساير علماى عظام كرد . در اطلاع از مسايل شرعيه و آگاهى از فنون ادبيه بىنظير بود .
صاحب نگارستان دارا مىنويسد : « مؤلف فقير را از ايام قديم با والد لازم التعظيم ايشان دوستى و يكدلى و محبت و و داد به سرحد كمال بود و با ايشان نيز آشنايى و مودت و يگانگى دور از ملال و خارج از افسردگى و كلال دارم » .
طبعى موزون و نظم و نثرى باحلاوت به پارسى و عربى دارد .
از اوست :
انيس الصب فى الحب العناء * فليس عن العناء له الغناء
فان شئت احينى او شئت فاقتل * فعيش الصب و الموت سواء
ايا مرضى الهوى موتوا بغمّ * فداء الحب ليس له دواء
فرهنگ عباسى : ابن يوسف در فهرست كتابخانهء سپهسالار ضمن معرفى اين كتاب مىنويسد . . . يقين پيدا مىكنيم كه مؤلف فرهنگ عباسى همين صدر الدّين مىباشد و مؤلف نگارستان از اين فرهنگ وى خبر نداشته كه در كتاب خود آن را ياد نكرده است .
از ديباچهء آن معلوم مىشود كه اين كتاب در تاريخ 1225 ق . به امر نايبالسلطنه عباس ميرزا تأليف يافته و مشتمل بر لغات فارسى و موافق حروف آخر كلمات مرتب شده و لغات مترادف را در ذيل يكى از مشاهير آنها ذكر نموده است و در ترتيب كتاب گويد :
ترتيب كتاب من چنين است * اى عدل تو در زمانه ظاهر
از فصل بگير حرف اول * وز باب بگير حرف آخر
( نگارستان دارا ، ص 106 - دانشمندان آذربايجان ، ص 228 ، ص 370 - فهرست كتابخانهء سپهسالار ، ج 2 ، ص 224 - 226 )
صراف تبريزى
حاجى رضا متخلص به صراف از سخنوران تبريز و مردى عاشقپيشه و بىآزار بود . انجمن ادبى لنكرانى بيشتر اوقات در خانهء او تشكيل مىيافت وى از غايت علاقه بر علم و ادب برادر خود ميرزا جعفر صراف را از كسب و كار بازارى منع و براى اكمال فضل و دانش به عراق عرب روانه كرد و وى در محضر شيخ هادى تهرانى تحصيل نمود و در سلك علما درآمد .