او بىخبر وز سادهلوحى من زار * سويش نروم ، به خود دهم صبر قرار
محروم ز وصل گشتنم بس نبود * اين طرفه كه فارغ از خودم داند يار
* * *
بزم عجبى است باز و خوش جلوهگهى * هركس به فنى در دل او كرده رهى
بيچاره « صبورى » كند از دور همان * آلودهء صدهزار حسرت نگهى
* * * در فرهنگ سخنوران از او به خطا تحت عنوان صنوبرى تبريزى نيز ياد شده است .
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 246 - 247 - لطائف الخيال ( نسخهء عكسى ) - دانشمندان آذربايجان ، ص 227 - 228 - مكتب وقوع ، ص 269 - 277 - فهرست دانشگاه تهران ، ج 14 ، ص 3615 - 3616 ، ص 3827 - فهرست نسخهها ، ج 1 ، ص 367 - فرهنگ سخنوران ، ص 332 ، ص 342 )
صبورى تبريزى
حسين فرزند على ، متخلص به « صبورى » از شاعران و خوشنويسان سدهء سيزدهم هجرى قمرى بود . براى استنساخ دواوين شعرا به استانبول رفت و به سال 1269 در آنجا وفات يافت مؤلف هدية العارفين مىنويسد كه ديوانش مشتمل بر اشعار فارسى و تركى است .
تخلص وى در قاموس الاعلام و دانشمندان آذربايجان « صبور » قيد شده است .
( هدية العارفين ، ج 1 ، ص 329 - دانشمندان آذربايجان ، ص 227 )
صحاف تبريزى
حاجى حسين صحاف بسال 1290 شمسى در تبريز به دنيا آمد تحصيلات خود را در مكتبخانه انجام داد . از جوانى شروع بسرودن شعر نمود ، ديوانش در حدود « چهلهزار » بيت است كه بيشتر آنها به زبان تركى آذربايجانى است وى در سال 1315 به استخدام اداره فرهنگ درآمد و در سال 1337 بازنشسته شد . مردى متدين بود به استاد شهريار ارادت داشت از آثار او ( كواكب المصائب ) ، ( گلشن شهداء ) ، ( دهه عاشورا ) كه هر سه در مصائب ائمه اطهار ( ع ) نوشته شده ، به چاپ رسيده است صحاف در دوم شهريورماه سال 1364 به