تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
جمعيت بوده با كمال معنوى و صورى ميل به صحبت فضلا و شعرا داشته به كثرت اختلاط ايشان كمال قابليت يافته است . نسخه‌يى از ديوان او تحت شماره 4667 در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران موجود است . نسخهء بسيار پاكيزه و گرانبهايى است كه به خط شكسته نستعليق خود شاعر به سال 985 در تبريز نگارش يافته و پيداست كه او هم در خوش‌نويسى و هم در نقاشى و هم در تذهيب سرآمد بوده است . آغاز ديوان :
الهى طوطى باغ محبت كن زبانم را * به غير از وصف جانان و امكن درج دهانم را
او ضمن مفاخره از هنرهاى خود چنين ياد مىكند :
شها به مدح تو گفتم قصيده‌يى كه ظهير * اگر شنيدى كردى ز شعر استغفار مرا خداى تعالى به يمن مدح تو داد * فصاحت و نظر و خط و فهم و نطق و وقار كمينه پايهء من شاعرى و صرافيست * گهرفروش چو من نيست كس در اين بازار

رساله‌يى در تقويم :

بنا به نوشتهء آقاى منزوى در فهرست نسخه‌هاى خطى « صبورى » مؤلف رساله‌يى در تقويم نيز مىباشد . اين رساله براى پير بداق خان پرناك و به نام شاه‌عباس صفوى ، در چهار فصل نوشته شده است . 1 - در آنچه پيش از شروع تقويم دانستن آن لازم است . 2 - معرفت خصوصيات صفحهء دست راست 3 - احوالاتى كه قمر يا كواكب سته را عارض مىشود . 4 - اختيارات . چنين شروع مىشود : « حمد و ثناى معبودى را سزاست كه اين جملهء مخلوقات را از براى انسان . . . اما بعد ، بر كافهء انام جمهور خواص . . . » نسخه‌يى از اين رساله به خط نستعليق سدهء 11 - 12 به‌شمارهء 1 / 4785 در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران وجود دارد . ( فهرست نسخه‌ها ، ج 1 ، ص 267 ) نمونه‌يى از اشعار اوست :
« صبورى » از ادب آخر تو مىرسى جايى * كه جمله نام تو گويند در عراق و عرب