قطعاتش هم تاريخهايى است كه به فضلا و مشاهير عصر خود موزون ساخته از رباعيهاى اوست :
اى آنكه « صبور » از دلوجان زندهء توست * از جرم و گنه مدام شرمندهء توست
گر بد كند او تو با وى از لطف مكن * با بندهء خود آنچه نه زيبندهء توست
اين ميرزا على اكبر صبور غير از على اكبر صبور است كه معاصر حاجى ابو الحسن راجى ( متوفى 1239 ق ) بوده و قطعهء مفصلى در مرثيهء او گفته است .
( نگارستان دارا ، ص 211 - دانشمندان آذربايجان ، ص 226 - 227 )
صبورى تبريزى
محمد حسين صبورى فرزند قرابيگ زرگر از شاعران سدهء دهم هجرى قمرى است . به حسن اشعار و مكارم اخلاق و طرز غزل از امثال خود ممتاز بوده است .
در كتاب مكتب وقوع قول صاحب خلاصة الاشعار چنين نقل شده است :
« در اين ايام كه سنهء هجريه به نهصد و هشتاد و هشت رسيده و اين كمينه به جمع اين خلاصه مشغول است . شعرى بهتر از اشعار وى به اينجانب نرسيده ، و همچو ابيات وى در ميان اشعار شعراى آن طرف ده بيت ديگر نديده ، ابيات خوب خصوصا در طرز غزل و خيالات تازه و افكار بكر بىاندازه سيّما در بيان حالات عشق بسيار دارد . ميان او و مولانا طوفى مؤاخات تمام است » .
امين احمد رازى مىنويسد : خانهاش از در و جواهر مانند درياى عمان و كوه بدخشان بوده و صبورى در ثروت سخن از نظم و نثر خواجه تاش زمان خود بود سوار ساعد نظمش به جواهر جزالت ترصيع داشته و خاتم نثرش به فص استعارات زينت مىپذيرفت اين ابيات كه طوق گردن بلاغت و خلخال فصاحت را درخور است اثر دسترنج خيال اوست . . .
در تذكرهء لطائف الخيال مسطور است كه صبورى زرگر معير نقد سخن و صيرفى جوهر ادراك و فطن بوده والدش قرابيگ زرگر تبريزى است او در عهد شاهطهماسب صاحب