صالح تبريزى
شيخ صالح از معاصران صاحب تذكرهء ميخانه ( مؤلفهء 1028 ق . ) بوده است و به نوشتهء او جوانى آراسته به انواع فضائل انسانى و اصناف فنون نكتهدانى بود مدام اوقات حياتش به مى كشيدن و نغمه شنيدن مىگذشت . اباعنجد از مشايخ تبريز است . در قزوين نشو و نما يافته و اكثر بلاد روم و اغلب شهرهاى آن مرز و بوم را سير كرده و با فصحاى آن ديار صحبتها داشته ، و بعد از سير ولايت مذكور به زيارت حرمين رفته و بعد به هند دكن رهسپار شده و مدتى در ملازمت سلاله دودمان خواجه بيگ ميرزاى صفوى بسر برده است . از رباعيات اوست :
تا چين سر زلف توام منزل شد * صدگونه بلا بر دلوجان حاصل شد
با مهر رخت ، ماه فلك دعوى داشت * چون خط بنمود ، دعويش باطل شد
* * *
از دعوى حسن ، خط خموشش دارد * مخمور ، ز بدمستى دوشش دارد
بر مصحف رويش نه خط ريحان است * دود دل ماست سر به گوشش دارد
مصحح تذكرهء ميخانه در حاشيه قيد كرده است كه ترجمهء اين شاعر را در جاى ديگر نديدهام .
( تذكرهء ميخانه ، ص 881 - 882 )
صايب تبريزى
ميرزا محمد على صايب فرزند ميرزا عبد الرحيم و برادرزادهء شمس الدّين تبريزى ( مشهور به شمس ثانى و ملقب به شيرين قلم از اساتيد خط ) بود .
خانوادهء او از مشاهير تبريز بودند هنگامى كه شاهعباس اول اصفهان را پايتخت خود قرار داد و اهل علم و ادب و بازرگانان و صنعتگران را به اصفهان كوچانيد آنها نيز تبريز را ترك گفتند . صايب به سال 1010 در عباسآباد اصفهان و به قولى در تبريز چشم به جهان گشود ،