تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
تاريخ سال فوتش « ذهنى » چنين سرايد * ( ما را گمان كه گردد جنت مكان صافى )
( از اين ماده تاريخ سال 1351 ق . استخراج مىشود ولى در دانشمندان آذربايجان تاريخ فوت او 1348 هجرى قمرى قيد شده است ) . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 214 - داستان دوستان ، ص 106 - 107 )

صالح تبريزى

محمد صالح بيگ فرزند استاد غضنفر على تفنگ‌ساز تبريزى ، از شاعران سدهء يازدهم ه . ق . است پدر و پسر از ابتداى حال در خدمت خان احمد گيلانى بودند . پس از تصرف گيلان و فرار خان احمد به روم ، هر دو منظور نظر تربيت شاه‌عباس اول شدند . محمد صالح بيگ پس از فوت پدر به هندوستان سفر كرد و چندى در خدمت سپهسالار عبد الرحيم خان خانان بود و پس از آن به وسيلهء خان خانان در سلك ملازمان شاهزاده پرويز فرزند جهانگير درآمد . ملا عبد الباقى نهاوندى مىنويسد : تفنگ كار او در ميانهء اهل روزگار اعتبار زياده از حد دارد . در غايت اهليت و آدميت است ، و در روش منظومات نيز فهم درست و سليقهء عالى دارد . ماده تاريخ ذيل را در فوت حكيم فغفور گيلانى گفته است :
رفت فغفور سخن از ملك نظم * داغها بر سينهء احباب هشت تا دهد آب از سحاب چشم ما * گوهر يك‌دانه را در خاك كشت چون بهشتى بود شد تاريخ او * ( هم‌نوا با عندليبان بهشت ) - 1029
* * *
مست مى تو طعنه به جمشيد مىزند * ديوانهء تو خنده به خورشيد مىزند
* * *
مى به ياد لعل آن خورشيدسيما مىكشم * بلبلم از شبنم گل جام صهبا مىكشم مىكنم گلگون ز اشك و مىزنم چون گل به سر * ره عشق تو هر خارى كه از پا مىكشم .
( مآثر رحيمى ، ج 3 ، ص 1683 - 1688 - تذكرهء ميخانه ، ص 458 - 459 - دانشمندان آذربايجان ، ص 215 )
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 469 | عزيز دولت آبادى