صالح تبريزى
از سخنوران سدهء يازدهم ه . ق . است . از ابا و اجداد شيخ الاسلام بودند و خود در آن امر نوعى رفتار و سلوك مىنمود كه رضايت همه را فراهم مىساخت . به كمالات و تحصيل علوم دينى آراسته بود و طبعش در ترتيب نظم به تركى و فارسى قدرت داشت . از اوست :
به صد منت در آباديش مىداديم نگرفتى * گرفتى كشور دل عاقبت ملك خراب ما
* * *
كموبيش منظور درويش نيست * كه كم با قناعت كم از بيش نيست
* * *
دامنش وقتى به دست آمد كه گيرايى نداشت * كار سامان رفت هنگامى كه كار از دست رفت
* * *
غمت همچو من مبتلايى ندارد * بلا غير من آشنايى ندارد
كسى نيست واقف بكن هرچه خواهى * شكست دل است اين صدايى ندارد
* * *
جهان به منت اهل جهان نمىارزد * هزار شكر كه نيكى ز كس نمىآيد
* * *
مىتوانستم كه سازم آسمان را زيردست * كينه با افتاده پيرى سخت نامردانه بود
* * *
تا رفتهاى شمار شب و روز مىكنم * ايام عمر من همه يوم الحساب بود
* * *
با جام باده صاف نشستيم در چمن * گر پردهداريى نكند ابر ، چون كنيم
نسخهيى از ديوانش در كتابخانهء مجلس بهشمارهء 1010 ، نستعليق خوب آغاز سدهء 12 داراى غزل ، رباعى ، سرودههاى تركى ، تركيب ، ترجيع ، قطعه . روى هم در حدود 970 بيت سپس منتخب « رمز الرياحين » با تاريخ 1144 هست .