تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
شد چرا كه با والد اين كثير التقصير مصاحب بود » . مؤلف لطائف الخيال فوت او را سال 1016 ضبط كرده و نوشته است كه « شرف زرد تبريزى شرف بزم استعداد و هنرخيزى بوده بسيار طبع ظريفى داشته و از فضيلتى كه او را بود دايم طالبان گوهر فوائد را از رموز قابليت و دانش بهره‌ور مىساخت در سنهء ست و عشر بعد الف درگذشت . . . » به نوشتهء مرحوم تربيت : « در خاتمهء خلاصة الاشعار 20 بيت از اشعار او نقل شده » نمونه‌يى از طبع اوست :
به قدر سعى يابد هركس از فيض ازل بهره * اگر ظرف تو كم گيرد گناهى نيست دريا را نويد وصل يك‌دم را به عمر جاودان سنجد * ببين گستاخ‌روييهاى شوق كامل ما را
* * *
دوعالم را فداى دشمنى سازند در هر كام * بنازم گرم‌خوييهاى ارباب محبت را
* * *
بال‌وپر سوختهء باديهء شوق تو را * مدد از همرهى خضر و مسيحا نرسد جلوهء شاهد مقصود بر آن ديده حلال * كه ز دهشت به دلش ياد تماشا نرسد
* * *
كشتهء تيغ تو آگه نشد از لذت زخم * مضطرب بس‌كه ز آسيب كف قاتل بود
* * *
نفس در كام جانم ريشهء الماس مىگردد * دمى كز خوى آن آتش مزاجم ياد مىآيد
* * *
ز حد بردى تغافل با كه خو گيرم به بيدادت * به بىرحمانه تدبير دل آسوده‌ات نازم
از معصيت و طاعت ارباب جهان * ايزد نه كمال يابد و نه نقصان
ساقىنامه : وى ساقىنامه نيز گفته و نسخه‌يى از آن در كتابخانهء ملى پاريس به‌شمارهء 1993 به نام مير شرف الدّين هست ( فهرست نسخه‌ها ، ج 4 ، ص 2872 - دربارهء نسخه‌ها ، ص 32 ) . سيزده بيت از اين ساقىنامه در جلد سوم « خرابات » ضياء بيگ افندى ( 1911 م 1291 ه . ق . ) و تذكرهء پيمانه طبع شده از آنجاست :
دريغا ز ياران خاكىنهاد * كه رفتند از اين خاكدان همچو باد . . .