تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
آنت كفاف حجت و اينت بس است فخر * كاو شعر تو به سمع معانى شنيده بود روز دوشنبه بود صفر ( كاف و هى ) كه سال * ( يى ، دال و ذال ) مدت هجرت بديده بود
714
روح « همام » ملت و دين ز آن عروج يافت * كاين خاكدان نه لايق آن برگزيده بود
( ديوان همام ، مقدمه ، ص 20 ، ص 36 )

سهاى تبريزى

ابراهيم متخلّص به « سها » از ادبا و شعراى سدهء سيزدهم ه . ق . است . صاحب گنج شايگان ( مؤلفهء 1272 ) ، در زمرهء سخنورانى كه در ستايش ميرزا آقا خان نورى « صدر اعظم » اشعارى سروده‌اند از او چنين ياد كرده است : اديبى است با كمال زهد و صلاح و مواظب اعمال خير و امور مباح ، حكمت لقمان و فصاحت سحبان را باهم يار خواسته و چون خود ابراهيم است زهد ابن ادهم را نيز بر آن دو افزوده و شعار خويش ساخته است . قصيده‌يى مشتمل بر اشعارى چند به لهجهء تازى كه رشك دواوين شعراى عراقى و حجازى است در مدح صدر اعظم گفته كه مراتب فصاحت و بلاغت وى از آن مشخص و مفهوم مىشود . دو بيت اول قصيده اين است :
فمن مبلغ عنى الى فلك القدر * ابى الشهب الغر او الانجم الزهر اخ المجد عم الجود خال المكارم * سليل المعالى صاحب الجد و الوفر
( گنج شايگان ، ص 241 - 243 - دانشمندان آذربايجان ، ص 184 - الذريعة ، ج 9 ، ص 477 )

سهوى تبريزى

كمال الدّين مير حسين متخلّص به « سهوى » از خوشنويسان و سخنوران معروف اواخر سدهء 10 و نيمه اول سدهء 11 هجرى قمرى است در خوشنويسى شاگرد مولانا محمد حسين ( متخلّص به محزون متوفى به سال 985 ق . ) بود و جلى و خفى را خوب مىنوشت . وى در هنگام حملهء عثمانيان به آذربايجان ، از تبريز به عراق عجم رفت و مدت 12 سال