از مهربانيش به طمع مىفتاد غير * شادم كه كامم آن بت نامهربان نداد
* * *
مغان كه آب عنب را شراب مىسازند * چه ساحرند كه آتش ز آب مىسازند
* * *
هرآن ساعت كه چشمانم بدان چشمان مست افتد * به چشمانت كه از چشمم به عالم هرچه هست افتد
ز پا افتادگانند از پيش اندر بيابانها * چنين آهوى وحشى كى به آسانى به دست افتد
نداند قدر من آن لعبت شيرين ، مگر روزى * كه سرخوش باشد و در بزم رندى مىپرست افتد
* * *
بىتو اى آفت جان چهرهء زردى دارم * مىتوان يافت از اين چهره كه دردى دارم
در تاريخ فوت ميرزا مهدى قاضى طباطبايى ، مجتهد تبريزى گفته :
قاضى ز جهان نديده جز بدعهدى * بدرود جهان كرد و پس از او شهدى
تاريخ وفات خواست از من گفتم * ( مسكن ببهشت كرده سيد مهدى ) « 1 »
1241
در « مواد التواريخ ، ص 231 » اين ماده تاريخ چنين ضبط شده :
( مسكن ببهشت كرد سيد مهدى ) - 1236 و در دانشمندان آذربايجان » سال 1244 قيد شده كه هر دو خطاست .
( مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 183 - 184 - دانشمندان آذربايجان ، ص 181 )
سعيد آذربايجانى
سعيد آذربايجانى از شعراى نيمه دوم قرن دوازده است . صاحب مقالات الشعراء دربارهء او اين شرح مختصر را نوشته است :
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از تاريخ زندگانى ميرزا مهدى رجوع شود به تاريخ تبريز نادر ميرزا .