رسيد عشق به جايى كه كفر اگر نبود * تو را پرستم و گويم خداى من اين است
به نام او ثبت شده است و به همين دليل استنباط مىشود كه ظاهرا « تهور » تحريفى از « سهوى » است .
همچنين مرحوم تربيت به نقل از « خلاصة الافكار » از شاعرى متخلّص به « سموى » نام برده و دو بيت ذيل را به نام وى ثبت كرده است :
تقصير مدام از دل بدخوى من است * حق ، دانستم كه با جفاجوى من است
بگذار كه پردهء حجابم باشد * اين گرد خجالتى كه بر روى من است
در صورتى كه همين دو بيت در « صحف ابراهيم » به نام مولانا « سهوى » ضبط شده است و مسلم مىشود كه « سموى » مذكور در صفحهء 183 « دانشمندان آذربايجان » هم تحريفى از « سهوى » است .
( هفت اقليم ، ص 250 - صحف ابراهيم ، ص 437 - صبح گلشن ، ص 213 - پيدايش خط و خطاطان ، ص 156 - 157 - دانشمندان آذربايجان ، ص 184 - 185 - ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 202 - احوال و آثار خوشنويسان ، ج 1 ، ص 153 - 154 )
سهيلى تبريزى
ميرزا احمد جوانى ادبدوست و ميهنپرست بود و از راه دادوستد امرار معاش مىنمود وى در واقعهء عاشوراى سال 1330 به دست روسهاى تزارى حلقآويز شد .
سهيلى مجموعهيى مشتمل بر مثنويات و رباعيات و غزليات شعرايى از قبيل : هلالى ، اهلى ، شيخ عطار ، ابو سعيد ابو الخير ، اوحدى ، وحشى ، بابا طاهر ، هاتف ، جامى ، مسعود سعد ، نزارى ، ابن يمين ترتيب داده و با برخى از اشعار خود به سال 1321 هجرى قمرى در تبريز به چاپ رسانيده است .
از رباعيات « سهيلى » است :
شبها ز غمت تا به سحر همچو رباب * مىنالم و مىگريم با چشم پرآب
بيدار كنم جهانيان را ز حسد * ترسم كه ببينند جمالت در خواب
* * *
چشمان تو را ديدم و دل رفت ز دست * با فكر و خيال او شدم بادهپرست