تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
در وادى عشق تو در اول منزل * پيمانهء دين ز دستم افتاد و شكست
( دانشمندان آذربايجان ، ص 185 - داستان دوستان ، ص 65 - الذريعة ، ج 9 ، ص 479 )

سيد تبريزى

سيد محسن متخلّص به « سيد » و مشهور به آقا مير گلستان از مشاهير نقاشان نيمه اول سدهء چهاردهم ه . ق . بوده و در حدود سال 1330 ق . به رحمت ايزدى پيوسته است . از آثار او منظومه‌يى به عنوان « مرآة البكاء » در مراثى حضرت سيد الشهداء در تبريز چاپ شده . آقا مير مصور و برادرش ارژنگ و رسام هر سه برادرزادگان آن مرحومند . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 12 - الذريعة ، ج 9 ، ص 482 )

سيف تبريزى

هدايت در مجمع الفصحا تحت عنوان « سيف الدّين دبير » مىنويسد : « صاحب كتاب عرفات » وى را تمجيد كرده و قصيده‌يى از اشعارش آورده از اشعارش پختگى طبعش ظاهر است اما از احوالش چيزى بر من ظاهر نيست » اين قصيده از اوست :
چو آفتاب ز عقرب به قوس كرد مقام * سحاب گشت حجاب عطارد و بهرام زمين كه بست مسام از حرارت نيسان * شد از برودت آبان كنون گشاده مسام ملوك انجم و افلاك را چه شد كز چرخ * همى به دنيا آرند از سپاه غمام چه گرگ و پيل كه دارند از هوا اوطان * چه ببر و شير كه گيرند از سپهر كنام به باغ و راغ ز اوراقهاى شاخ شجر * چو زرِّ پخته شد اندر عيار نقرهء خام مزاج طبع جهان سرد شد به عقل و ليك * نه ز آن نسق كه نفس بر عدوى صدر كرام هميشه جود از او مظهر است چون تنوين * هميشه بخل از او مضمر است چون ادغام به ايزدى كه به خيل صباح داد ضيا * به صانعى كه به فوج رواح داد ظلام بخورده‌اند به سوگند نامهاى دگر * به راستى و درستى ز روى زشتى كام « رشيد » و « صابر » و « روحانى » اين‌چنين سوگند * كه من به مدح تو خوردم ز قوت اوهام