مىنيايد برون ز هيبت تو * صاحبا صاحب الزمان از تو
به هزيمت برفت از تبريز * مدبرا خواجهء جهان از تو
هيچ مخلوق از تو جان نبرد * گر گريزد به آسمان از تو
تاريخ منظوم زجاجى :
كتابى مهم در كتابخانه مولانا فضل صمدانى در پيشاور پاكستان موجود است كه از جمله نسخ خطى نادر اين كتابخانه بشمار مىآيد . اين نسخه در حدود هزار هجرى تحرير يافته و شمارهء 101 كتب تاريخى آن كتابخانه را داراست تعداد برگهاى آن 360 و هر صفحه 31 سطر و تعداد ابيات در حدود 23 هزار بيت است . نسخهاى از آن هم در موزهء بريتانيا موجود است .
كتاب حاضر از وقايع عهد بنى اميّه آغاز يافته و تمام حوادث تاريخى دوران امويان و عباسيان را تا خروج مغول و سقوط خلافت بغداد به نظم كشيده است
زجاجى مداح شمس الدّين محمد جوينى بوده است در ابياتى به تاريخ تولد خود چنين اشاره كرده است :
چو من از عدم آمدم در وجود * عدم آفرينگوى شد بر وجود
ز تاريخ بر ششصد افزود هشت * فراوان شگفتى بسر برگذشت . . .
به تصريح وى تاريخ تولد شاعر 608 و پيشهء او هم شيشهسازى بود وى بسن پيرى رسيده و مكرر از پيرى حكايت و شكايت مىكند :
بيكجاى بنشاند چرخم ز پاى * نَجنبم ، مگر قطب گشتم ، ز جاى
چو بيدى شد از سرو بالاى من * مزار چرنداب شد جاى من
از بيت اخير پيداست كه مسكن او در سن پيرى و انزوا چرنداب بوده بازگويد :
مزار چرنداب جاى من است * در آن بقعه خلوتسراى من است
يكى جاى دارم چو خلد برين * در آنجا منم با سعادت قرين
مقامى لطيف است و آبى روان * وز آن آب خوش تازه دارم روان
اين چرنداب مسكن ايام پيرى و انزواى شاعر همان جايى است كه به قول وصاف مقابر صاحبديوان جوينى و اولادش هم در آنجاست و از جاهاى روحانگيز تبريز بشمار مىرفته