تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
نمىآيد ز ما او را ستايش بيش از اين « زاهد » * كه كرده مظهر گنج خفى ايجاد انسان را
* * *
اگرم كشى چو ماهى و گرم كشى به شاهى * سر بندگى سلامت بنما هرآنچه خواهى ز تو گر به قتل « زاهد » كسى از گناه پرسد * تو بگو كه كشتم او را به گناه بىگناهى
سفينة النجاة : اين مثنوى مذهبى و عرفانى و اخلاقى « نظم روايت حسنات نبوى و غزوات مرتضوى است » و اين « منقبت‌نامه » سفينة النجاة نام دارد . و نامش تاريخ آغازيدن آن است ( ص 294 ) و در ص 295 چنين آمده :
كردم چو ز ناظم طلب تاريخش * گفتا كه ( سفينة النجاة زاهد ) - 1102
نسخه‌يى از « سفينة النجاة » در كتابخانهء آستان قدس رضوى به‌شماره 10372 نستعليق خوب سدهء 11 هست . و نسخه‌يى در كتابخانه دانشگاه تهران به‌شماره 4623 در « كليات » او هست . چنين شروع مىشود :
به نام خداوند كون و مكان * خردبخش جان ، كردگار جهان زهى آفرينندهء ماه و مهر * فروزندهء روشنايى سپهر
آغاز « منشآت » : بسمله ، برخى از جواهر آبدار و مشتى از لآلى شاهوار از گنج‌نامه آگاهى لوح طلسم دانش‌پژوهى . . . انجام : و جبلت ما بر اين معنى متخلّص است . نمونه‌يى از اشعار اوست :
ميان كعبه و دل فرق اين قدر باشد * كه دل خراب چو گرديد بيت معمور است
* * *
به كنج ميكده‌ها گنج شايگانى هست * زر گداخته و خمّ خسروانى هست چو خضر زندهء جاويد شو به حسن عمل * كنون كه در قدحت آب زندگانى هست چنان‌كه كم نشود بوى گل به بوييدن * ز غنچهء دهنت بوسه تا ستانى هست
* * *
« زاهد » ار توبه از ريا نكنى * بت‌پرستى به از عبادت توست
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 386 | عزيز دولت آبادى