چنين ياد كرده است .
« روحى تبريزى : در تبريز مشغول حكاكى است طبعش بد نيست و اين بيت از اوست :
از نگاه غضبآلود تو شد معلومم * كه ز من گفته حديثى به تو صاحب غرضى »
و مرحوم سعيد نفيسى او را با روحى انارجانى يكى دانسته است .
درباره رسالهء روحى انارجانى بويژه بخش دوم آن تاكنون مطالعاتى به شرح زير انجام يافته است :
1 - شادروان عباس اقبال آشتيانى در مجلهء يادگار ( سال 2 شماره 3 ) مقالهيى نوشت و فصل 5 بخش اول و قسمتى از فصلهاى 8 و 12 بخش دوم آن را معرفى كرد .
2 - محمد مقدم بخش دوم آن را بدون توضيح لغات در شمارهء 10 ايرانكوده به سال 1327 ش . چاپ كرد .
3 - سعيد نفيسى متن رساله و آوانوشت بخش دوم آن را با يادداشتها و تصحيحاتى در « فرهنگ ايران زمين ، سال 2 ، دفتر چهارم » منتشر كرد .
4 - دكتر ماهيار نوابى ، بخش دوم آن را همراه با آوانوشت و ترجمهء فارسى و توضيحاتى در شمارههاى 3 - 4 سال نهم نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز سال 1336 ش . به طبع رسانيد .
5 - اديب طوسى هم بخش دوم آن را كه « نمونهء نيمه آذرى » مىداند در شمارهء چهارم سال نهم نشريهء دانشكده ادبيات تبريز منتشر كرد .
او معتقد است كه انتساب اين چهارده فصل به زبان مردم تبريز در سدهء دهم هجرى قمرى محل ترديد مىباشد .
6 - رحيم رضازادهء ملك متن و ترجمه و واژهنامه بخش دوم آن را تحت عنوان « گويش آذرى » در دىماه 1352 به چاپ رسانيد . نمونهيى از اشعارى كه در رسالهء روحى گويا به لهجهء محلى تبريز آمده ذيلا نقل مىشود :
مزيوام آن كلا را * آن قد و آن بالا را
من مرسام آن رو را * طبق شفتالو را
قربان شوام ابرو را * كمان چارپهلو را
ممانام آن بينى را * آن زنبق سيمين را
بميرام آن دهانا * آن لب و آن دندانا