خاتمهء رساله داراى 29 بيت شعر در بىوفايى زنان و 7 بيت شعر عاشقانه مىباشد ( ص 47 - 50 ) وى در خطبهء رساله ، سلطان محمد خدابنده را چنين ستوده است :
پس از مدح و ثناى شاه مردان * بگويم وصف شاهنشاه ايران
شهِ ، عالم پناه عدلگستر * « خدابنده محمد آل حيدر »
ز فرقش كم مبادا تاج شاهى * پناهش ظل الطاف الهى
و بعد ابو المظفر سلطان حمزه ميرزا پسر دوم سلطان محمد خدابنده را كه در 22 ذىحجهء 994 ق . كشته شده است چنين مدح مىكند :
سمى حمزه ميرزاى جهانگير * كه بهر سجدهاش افلاك خم شد
بجويم حرمت نامش ز حمزه * كه نام حمزه از وى محترم شد
دو حمزه نام مشهور جهانند * كه نام هر دو در عالم علم شد
يكى از مردمى مير عرب شد * يك از مردانگى شاه عجم شد
در پايان رسالهء كاتب نام خود و سال تحرير و نام مؤلف را چنين بيان مىكند :
« تمت الرسالة مولانا روحى انارجانى كتبه العبد الفقير حقير فريدون گرجى تحريرا فى غره شهر شوال سنه سبع و ثلاثين و الف الهجريه . . . »
روحى انارجانى در رساله خود « روحى » و جايى « روح » تخلص مىكند :
« روحى » تو بسى گناهكارى به على * در دهر بهجز گنه ندارى به على
هرچند گناه تو ز حد افزون است * اما به على اميدوارى به على
* * *
خداوندا به عشق عاشقانت * به عشق عاشقان بىكرانت
كه « روحى » راز سلك عاشقان كن * دلش از نور عشقت جاودان كن
* * *
گرنه از سوز تو آتش در دل « روحى » فتاد * خانههاى ديدهاش هردم پرآب از بهر چيست
* * *
« روح » تا كى تو ياوهگو باشى * با همه عيب عيبجو باشى
صادقى افشار در مجمع الخواص ( مؤلفه 1016 ق . ص 276 ) از شاعرى « روحى » تخلص