تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
اى هنرپرور طلسم وجود * لوح محفوظ كارخانهء بود
8 - مقطعات و ترجيعات و تركيبات و رباعيات و مسمط و مسدس تركيب ( 600 ) بيت ( دربارهء نسخه‌هاى خطى ، دفتر نخستين ، ص 44 ) صاحب « آفتاب عالمتاب » اشعار او را از بياض دست خطى صايب تبريزى نقل كرده ، نمونه‌يى از اشعار اوست :
مهر سرگشته و بىتاب شد از گريهء ما * ماه نو ماهى گرداب شد از گريهء ما
* * *
قدم چو مهر به آهستگى به خاك افشار * كه مور باديهء عشق آهوى حرم است
* * *
هر موج زير پاى نسيم ، آهنين‌پليست * پيش سبك‌روان ، سفر بحر و بر يكيست
* * *
با گلشن حسن خود صفايى دارد * از سبزهء خط مهر گيايى دارد از خانه اگر برون نيايد چه عجب * چون آينه باغ دلگشايى دارد
* * *
گل از چمن ز حجاب نسيم پيرهنت * به بال جلوهء رنگ پريده بيرون شد
* * *
مىجهد برق ز نقش قدم راهروان * خار اين باديه با آبلهء پا چه كند
* * *
طلوع صبح به تيغ كشيده مىماند * شفق به بسمل در خون طپيده مىماند « 1 » ز بس‌كه مردم عالم تمام مدهوشند * جهان به خانهء صورت‌كشيده مىماند
* * *
چو سايه پيش قدت سرو پاىمال شود * شكوفه‌ها عرق خجلت نهال شود
* * *
شب كه از شوق رخت انجمن افروخته بود * نگه گرم چو پروانهء پرسوخته بود
هامش
( 1 ) - برخى از تذكره‌نويسان اين مطلع را به « صايب تبريزى » نسبت داده‌اند
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 375 | عزيز دولت آبادى