از تو كسب بىوفايى كرد و ترك من گرفت * دل كه عمرى بود استاد وفاآموز من
* * *
اى فلك ما اسير بند توييم * فكر ما را از اين نكوتر كن
دو رفيقيم مختلف اوضاع * وضع ما را به هم برابر كن
يا بياموز مردمى او را * يا مرا نيز مثل او خر كن
( تذكرهء ناظم تبريزى ( عكسى ) - لطائف الخيال ( نسخه عكسى ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 69 - صبح گلشن ، ص 174 ، 378 - دانشمندان آذربايجان ، 107 ، 331 - فرهنگ سخنوران )
رضائى تبريزى
تبيان الملك متولد 1278 از شعراى متاخر تبريز است . گاهى رضائى و گاهى تبيان تخلص مىكند . اشعارى از وى در مواد التواريخ نقل شده است . آخرين ماده تاريخى كه در اين كتاب به چشم مىخورد مربوط به واقعهء شهريورماه 1320 شمسى مطابق 1360 قمرى است .
در تاريخ فوت سيد غفور حكاك كه از خطاطان و حكاكان مبرّز تبريز بوده چنين گفته است .
آن مير اجل غفور حكاك * كو بود ز نسل شاه لولاك
در راه خدا و خط ارشاد * بودى همه دم دلير و بىباك
اندر خط نغز بود استاد * وندر حك مهر بود چالاك
پوشيد رخ از جهان فانى * رو كرد بسوى عالم پاك
ياران عزيز را به فوتش * گرديد ز غصه پيرهن چاك
مر سال وفات را رضائى * خود جست هم از ( غفور حكّاك )
1355 ق
چون پدرش ميرزا داود ملقب به « وقايعنگار » بود بدين جهت او را وقايعى نيز خطاب مىكردند به نوشته آقا بزرگ وى ديوان يكهزار بيتى از قصايد عربى و فارسى و غزليات و رباعيات دارد .
در فهرست نسخههاى خطى ( ج 1 ص 198 ) كتابى بنام : « المقالات التبيانية فى المقامات