در تذكرهء پيمانه نقش ارژنگ و سبعه سياره يك مثنوى معرفى شده و اين براساس وزن نمونههاى منقول جاى تامل است .
5 - قضا و قدر : مثنوى است . در 555 بيت . آغاز :
نقشى كه قضا و قدر انگيختهاند * رنگيست كه در لوح و قلم ريختهاند
نسخهيى از اين مثنوى هم در كتابخانهء اصغر مهدوى بهشمارهء 6 / 286 نستعليق سدهء 11 هست .
6 - ساقىنامه موسوم به ميكدهء شوق : ساقىنامه موحدانه و كمنظيرى است .
آقاى على نقى منزوى در نشريهء كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ( دربارهء نسخههاى خطى ) ضمن مقاله مفصل خود تحت عنوان « ساقىنامههاى خطى » از 127 شاعر كه ساقىنامه سرودهاند ياد كرده و در ضمن آن نوشته است :
رشيداى زرگر عباسى كه در 1081 ق . درگذشته ، ساقىنامه او در ضمن ديوانش در كتابخانهء ملك هست ( الذريعة ، ج 9 ، ص 362 ) .
نسخهيى ناقص و 258 بيت است .
از ساقىنامه يا ميكدهء شوق رشيدا :
زهى عالم از نخل صنعت برى * ز خمخانهات نه فلك ساغرى
مى ساغر زندگانى تويى * گل نشئهء جاودانى تويى
زمانى كه مستان معنىپرست * ز صهباى شوق تو بودند مست
نه سيارهء خوشهء تاك بود * نه خمخانهء دور افلاك بود
كفت گردى از لاى آن باده بيخت * مِى روح در جام ايجاد ريخت
سهيلى از آن باده چون عكس جست * ازو رنگ هر چهره شد رنگ بست
ميى را كه شوق طلب شور كرد * فروغ تو در جامِ منصور كرد
از آن قطرهاى از لبش جوش زد * ز بويش جنون ، شعله بر هوش زد
چو در كاسهها صافش افشرده شد * به تنها خرد خون افسرده شد
جهانِ جسد گشت اقليم عشق * سليمانِ دل كرد تسليم عشق
جنون مصلحتسوز ناموس شد * خرد شمع بيرون فانوس شد