تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨

رحمى تبريزى

از شاعران سدهء دهم هجرى قمرى است سام ميرزا مىنويسد : مردى لاابالى بود و از فسق و فجور پرهيز نمىنمود ، اما رحم الهى از گناه « رحمى » زياده است اميد است كه او را بدين رباعى ببخشد :
چون نامهء جرم ما به هم پيچيدند * بردند به ميزان عمل سنجيدند بيش از همه‌كس گناه ما بود ولى * ما را به محبت على بخشيدند
* * *
دامن از اشك پر از لعل بدخشان دارم * كوه غم گشته‌ام و سنگ به دامان دارم
و اين بيت را ميرزا صايب در بياض خود از وى نقل كرده است :
دلا ز عشق به پيرانه‌سر مشو نوميد * شكوفهء چمن رحمت است موى سفيد
در « روز روشن » و « دانشمندان آذربايجان » تخلص وى « رحيمى » قيد شده است . ( تحفهء سامى ، ص 316 - روز روشن ، ص 29 - دانشمندان آذربايجان ، ص 158 - 159 )

رحيم تبريزى

مرحوم تربيت او را فرزند ميرزا صايب معرفى كرده از اوست :
كام جستن از بزرگان جهان دون‌همتيست * گر توان چيزى گرفت از اهل دولت عبرت است
( دانشمندان آذربايجان ، ص 158 )

رشيد تبريزى

از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى و از تبريزيهاى ساكن اصفهان است . در زرگرى و ميناكارى بىنظير و در فن شعر هم به اعتقاد خود بىقرينه بود . نصرآبادى مىنويسد : خيالش
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 368 | عزيز دولت آبادى