تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بد همت ما ، اگر فرازى ديديم * بد ديدهء ما ، گر در بازى ديديم سرتاسر ملك هند گشتيم آخر * خوش‌خواب پريشان و درازى ديديم
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 393 - صبح گلشن ، ص 169 - قاموس الاعلام ، ج 3 ، ص 2241 - دانشمندان آذربايجان ، ص 153 ، ص 220 - الذريعة ، ج 9 ، ص 346 )

راغب تبريزى

كلب حسين بيگ نام دارد و ظاهرا از سخنوران سدهء 12 ه . ق است . نمونه‌يى از اشعار اوست :
به جنگ كوش كه دشنام روبه‌رو بر من * هزار بار به از بوسه‌يى به پيغام است
* * *
صد نامه نوشتيم و جوابى ننوشتى * اين هم جوابى ننويسند ، جوابى است
* * *
خانه‌هاى زخم ما ازبس‌كه ره دارد به هم * راه بيرون شد ندارد ناوك بيداد تو
( آتشكدهء آذر ، ص 115 - نگارستان سخن ، ص 29 - روز روشن ، ص 235 - قاموس الاعلام ، ج 3 ، ص 2248 - دانشمندان آذربايجان ، ص 157 )

رحمتى تبريزى

از سخنوران اواخر سدهء دهم و اوايل سدهء يازدهم هجرى قمرى است . مرحوم تربيت قول مؤلف عرفات العاشقين را چنين نقل كرده است : مردى بود سياه ، خطوط نسخ و ثلث را خوب مىنوشت . ديوانى مشتمل به هفت و هشت هزار بيت ترتيب داده بود ، در شيرازش ديدم وقت عزيمت هند و او در اين شهور به هند آمده و در آگره سنهء 1025 درگذشت . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 158 )