همت گماشتند نمودند اتفاق * تا بلكه بركنند ز بن ريشهء نفاق
2 - مثنوى طول عمر :
به سال 1320 ق ، در استانبول و سال 1314 ش . در تهران به چاپ رسيده است . « دانش » در اين مثنوى مردم را به رعايت بهداشت و انجام فرائض دينى و مجاملت و خوشخويى تشويق مىكند و مىگويد :
گر تو خوشخلق و خوشزبان باشى * دايماً خرّم و جوان باشى
راحت تن ز شستشوى بدان * وز دعا و نماز راحت جان
سيصد و بيست بود بعد هزار * كه رقم كرد « دانش » اين اشعار
پنجاه و پنج نفر از سخنوران و شاعران معاصر به « مثنوى طول عمر » تقريظ نوشتهاند كه همراه شرح حال وى در « ارفعنامه » مندرج و مطالع زير از آن جمله است :
اگر بايدت زندگى بر مراد * مبر هيچگه پند « دانش » ز ياد
( على صدارت )
ز فرزانه « دانش » يكى پند نغز * مرا روشنىبخش جان گشت و مغز
( على نقى هشيار )
شنيدم « پرنس ارفع » نيكخواه * به عمر طبيعى نموده است راه
( فتوحى قيام )
« پرنس ارفع الدولهء » صلحخواه * كه بر چرخ دانش درخشد چو ماه
( عباس فرات )
طول عمر طبيعى انسان * اى پسر هست بسته بر احسان
( امير الشعراى نادرى )
3 - گوهر خاورى :
ديوان اشعار اوست و به سال 1323 و 1325 ق . در استانبول به طبع رسيده است . اديب الممالك در تقريظ و ماده تاريخ آن گويد :
گوهر خاورى است اين ديوان * كه بود رشك گوهر عمان
اثر كلك دانش است كه يافت * چون خضر ره به چشمهء حيوان
از اميرى بخواستم تاريخ * بهر انشا و طبع اين ديوان
گفت تاريخ ختم اينسانش * سزد از طبع ( گوهر غلطان )
1321