هم به تاريخ طبع آن بنگاشت * ( خاورى گوهر آورد وجدان )
1323
غير از اين تاليفات ، او را رسالات و منظومههايى است كه صورت مفصل آن در كتاب ارفعنامه آمده از آن جمله است :
رباعيات خيام چاپ استانبول سال 1346 قمرى .
رسالهء رشديه در خط فارسى ، چاپ استانبول ، سال 1879 م .
قصيدهيى دربارهء تاجگذارى الكساندر فئودور ( با ترجمهء فرانسه و روسى چاپ پترسبورگ سال 1318 ق .
منتخبات دانش ( شعر ) چاپ استانبول 1306 ق . و 1309 ق . ( مؤلفين مشار ، ج 3 ، ص 132 ) .
شعر او متوسط است . به گفتهء خودش فتح اللّه شيبانى شاعر بزرگ و معروف او را به خط شعر انداخته است اين دو نفر با همديگر روابط ادبى داشتند . شيبانى قصيدهيى در مدح وى سروده است كه مطلع آن چنين است :
دانش از تبريز و حسن از گرج خيزد در جهان * حبذا شهرى كه دارد حسن و دانش توأمان
نمونهيى از غزليات دانش است :
قاصدم گر برساند خبر جانان را * به قدومش عوض زر بفشانم جان را
روزها رفت و پيامى نرسيد از دلدار * آه اگر دور از اينسان گذرد دوران را
هركجا مىشدم از محنت دورى رنجور * مىفرستاد به درد دل من درمان را
قاصد از نامه او گلشن و روشن مىساخت * هر شب و روز دل و چشم من نالان را
به چنين خلق جميل و به چنين حسن و جمال * كم بود گر بفشانيم هزاران جان را