آيينه را بزداى هان اى دل كه لطف منظرش * مشكل كه رو بنمايدت بااينهمه زنگارها
از حسرت قندش نهان خوردند خونها طوطيان * اسرار آنها شد عيان از سرخى منقارها
* * *
گر پذيرند ، دهم دفتر دانش به گرو * بادهء كهنه ستانم كه روان سازد نو
دانه در مزرع دانش نفكندم جز عشق * تا چه حاصل برم از كشتهء خود وقت درو
با گدايىّ در ميكده شاهى خوشباش * به در هيچكس از گوشهء ميخانه مرو
ناصحم گفت برو دامن دولت به كف آر * من كه جز عشق ندانم تو خود اى خواجه برو
پر كاهم من و با نيمجو از همت دوست * خرمن كون و مكان در نظرم هست دو جو
غير اين دلق ندارم دگر از كهنه و نو * آه اگر بادهفروشش نستاند به گرو
( دانشمندان آذربايجان ، ص 144 - ريحانة الادب ، ج 4 ، ص 204 - 205 « نصيرى » - الذريعة ، ج 9 ، ص 316 - 317 - دانشمندان و سخنسرايان فارس ، ج 2 ، ص 474 - 487 - تاريخ تذكرههاى فارسى ج 1 ، ص 241 ، ص 366 - 371 - مجلهء يادگار سال پنجم آذرماه 1327 )
دانش تبريزى [ ( ميرزا رضا خان ارفع الدوله ) ]
ميرزا رضا خان ارفع الدوله پسر حاجى شيخ حسن ايروانى به سال 1270 ق . در تبريز زاده شد . به سال 1290 قمرى به استانبول رفت و در تجارتخانهء سلماسى منشى شد . ضمنا به تحصيل زبان فرانسه و يونانى و تركى پرداخت . پس از مدتى به علت ناسازگارى هواى استانبول به تفليس رفت و تحصيل زبان روسى و انگليسى و آلمانى كرد و به اخذ ديپلم نايل