تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
اى دل اگرت بود شعور و ادراك * چشمى بگشا چو مهر بر عالم پاك هر لاله نشان ساغرى بر لب جوست * هر سايه سياه مستى افتاده به خاك
* * *
در هر نفس كه از دل آگاه مىزنى * صيقل به روى آينه از آه مىزنى بر منتهاى طول امل عمر نارسات * بىجا گره به رشتهء كوتاه مىزنى
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 309 - شمع انجمن ، ص 156 - دانشمندان آذربايجان ، ص 149 - 150 )

دلسوز تبريزى

محمد امين ملقب به « استاد » و متخلّص به « دلسوز » از سخنوران سدهء 13 هجرى قمرى است . ميرزا سروش و ميرزا مظهر از جملهء شاگردان او بودند . ديوانش مركب از اشعار فارسى و تركى آذربايجانى در تبريز مكرر به چاپ رسيده و اكثر اشعارش در مرثيه و مديحه اهل بيت است . از اشعار پارسى او مخمساتى است كه در ديباچهء ديوانش در هريك از حروف 28 گانهء عربى گفته كه در حرف ( الف ) گويد :
از الف اول احد كاو را سزا باشد ثنا * اعلم است و اعظم است و اكرم است او برملا آنكه از صنعش پديد آمد جميع ماسوا * از عدم آورده آب و آتش و خاك و هوا آدمى را داد با آنها چنين نشو و نما
تا در حرف ( ى ) گويد :
ياء يا ربا ، به حق نور پاك حيدرى * يا به احمد ، پادشاه مسند پيغمبرى يوسف‌آسا خواهم از چاه غمم درآورى * يوم حشر اى دادرس بر عرشهء محشر برى ياور « دلسوز » شو بر حرمت آل عبا
از غزلهاى تركى اوست :
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 361 | عزيز دولت آبادى