تا چند در اين خانهء ويرانه نشينم * دلگير شدم چند در اين خانه نشينم
* * *
در محبت گرم گشتم تا كه ديدم شمع را * از غم پروانه مىسايد به خاكستر جبين
* * *
عجب ندارم اگر با من التفات ندارى * كه مست حسنى و پرواى كاينات ندارى
اين رباعى را مير عماد خوشنويس به قلم جلى در كتابهء حوض خانهء او نوشته بود :
پكچند درِ زهد چو احباب زديم * آخر نقبى به گنج ناياب زديم
تا شبهه ز تسبيح و ردا برخيزد * برديم به ميخانه و بر آب زديم
* * *
هرگز ز بد زمان خروشى نزنيم * داريم به دل دوزخ و جوشى نزنيم
در آتش فاقهمان كند خاكستر * ما حلقهء لب بر در گوشى نزنيم
در « لطائف الخيال » و « صبح گلشن » نام وى حسن بيگ قيد شده است .
( لطائف الخيال ( نسخهء عكسى ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 75 - صبح گلشن ، ص 151 - قاموس الاعلام ، ج 3 ، ص 2037 - مجلهء ارمغان ، سال 13 ، ص 324 - دانشمندان آذربايجان ، ص 135 - 136 )
خلف تبريزى
از شعراى سدهء نهم هجرى قمرى و از شيخزادگان النجق « 1 » است . مردى نيكسيرت و خوشطينت بوده براى كسب كمالات از مولد خود به خراسان رفته و با بديع الزمان ميرزا مصاحب گرديده است .
اين رباعى به اسم « عبدى » از اوست :
صد شكر كه وصل يار واقع شد باز * سوز دل و آب ديده نافع شد باز
خورشيد بديع وصل او غارب بود * طالع مددى نمود و طالع شد باز « 2 »
هامش
( 1 ) - النجق : 1 - قلعهييست در آذربايجان ( مرآة البلدان ، ج 1 ، ص 95 ) 2 - قلعهء استوارى است از توابع نخجوان ( نزهة القلوب چاپ ليدن ، ص 89 ) 3 - دهى است از دهستان رودقات بخش مركزى شهرستان مرند 4 - دهى است از دهستان ديزج رود بخش عجبشير شهرستان مراغه . البتّه در تمام منابع موجود او را تبريزى قيد كردهاند .
( 2 ) - در مجالس النفائس ، ص 65 اين معما حل شده است .