خامنهيى تبريزى
جعفر فرزند حاج شيخ على اكبر خامنهيى از بازرگانان تبريز بسال 1266 شمسى در تبريز چشم به جهان گشود و در همانجا تحصيل كرد . اشعار پرشور او در روزنامههاى ( حبل المتين و چهرهنما و عصر جديد و شمس ) و بعدها در مجلهء دانشكده منتشر مىشد .
جعفر خامنهيى يكى از جوانان روشنفكر و آزاديخواه آذربايجان بود . زبان فرانسه را پنهانى از پدر متعصب خود آموخته بود . از شكل معمول اشعار فارسى عدول كرده و قطعاتى بىامضاء با قافيهبندى جديد و بىسابقه و مضامين نسبتا تازه انتشار مىداد . يكى از اين قطعات كه ادوارد براون در ( تاريخ مطبوعات و ادبيات ايران نو ) نقل كرده چنين است .
( به وطن )
هر روز به يك منظر خونين به درآيى * هردم متجلّى تو به يك جلوهى جانسوز
از سوز و غمت مرغ دلم هر شب و هر روز * با نغمهى نو تازه كند نوحهسرايى
اى طلعت افسرده و اى صورت مجروح * آماج سيوف ستم ، آه اى وطنزار
هر سو نگرم خيمه زده لشكر اندوه * محصور عدو مانده تو چون نقطهى پرگار
محصور عدو ، يا خود اگر راست بگويم * اى شير ، زبون كرده ترا رو به ترسو
شمشير جفا آخته روى تو ز هر سو * تا چند به خوابى ؟ بگشا چشم خود از هم
برخيز ، يكى صولت شيرانه نشان ده