خازن تبريزى
ميرزا شريف فرزند ميرزا نورى بيگ از تبريزيهاى ساكن عباسآباد اصفهان و از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى است . خط شكسته را خوب مىنوشت . نصرآبادى مىنويسد كه قبل از اين مستوفى موقوفات مسجد جامع جديد عباسى بود دست از آن داشته و الحال وزير عاليجاه يوسف خان بختيار است . طبعش خالى از لطف نيست « خازن » تخلص دارد . از اوست :
سوز دلم فزون شد و تا مغز سر گذشت * آتش كشيد شعله در اين پنبه درگرفت
* * *
شد تازه آبگيرى تيغ جفاى او * ممنون شدم ز گريهء بىاختيار خويش
* * *
تا گيرمش تمام در آغوش همچو عكس * هرجا كه يار جلوه كند آب مىشوم
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 92 - روز روشن ، ص 193 - 194 - دانشمندان آذربايجان ، ص 129 )
خالصى تبريزى
در سدهء دهم هجرى قمرى مىزيست . سام ميرزا مىنويسد : مردى حريص و زرپرست بود سى سال زر جمع كرد آخر در نودسالگى مرد و زرها باقى ماند . از اوست :
بودم اسير زلفش و خط نيز رخ نمود * شد مهر من يكى دو بر آن مه از آنچه بود
در تحفهء سامى چاپ 1314 مطلع مذكور براى مولانا تزريقى بيارجمندى و مطلع زير براى خالصى ثبت شده است :
جانا غم تو مايهء عيش نهان ماست * درد تو مونس دل بىخانمان ماست
مرحوم تربيت نيز همين مطلع ( جانا غم تو ) را در صفحهء 132 به نقل از تحفهء سامى به نام « خالصى » و در صفحهء 294 به نام « فائقى » ثبت كرده است . درحالىكه در تحفهء سامى شاعرى به نام « فائقى » تبريزى نيامده و ظاهرا « فائقى » تحريفى از « خالصى » است .
( تحفهء سامى ، ص 312 - دانشمندان آذربايجان ، ص 132 ، ص 294 فائقى )