من كه حيران رخت با چشم گريان ماندهام * چشم چون بردارم از روى تو حيران ماندهام
( تحفهء سامى ، ص 268 - دانشمندان آذربايجان ، ص 128 )
خادم تبريزى
حافظ حسين معروف به كربلايى ، و ابن كربلايى فرزند درويش حسن بابا فرجى از فضلا و شعرا و علماى صوفيهء سدهء دهم ه . ق . تبريز و از مريدان صفى الدّين شاه مجتبى فرزند امير بدر الدّين احمد لالهييست وى به سال 975 كتاب مفصلى به نام روضات الجنان در خصوص مقابر مشاهير اوليا و فضلاى تبريز و نواحى آن ( مشتمل بر يك مقدمه و هشت روضه و خاتمه ) تأليف نموده است جلد اول آن در تاريخ 1344 و جلد دوم آن به تاريخ 1349 ش . به تصحيح و تعليق دانشمند فقيد آقاى جعفر سلطان القرايى به وسيلهء بنگاه ترجمه و نشر كتاب به طبع رسيده است .
شيخ بدر الدّين حسن بورينى تحت عنوان ترجمهء حسين حافظ تبريزى مىنويسد :
« كان من محاسن الدنيا مصاحبة و لطفا و مهابة و تاريخا و نظما و فضيلة و دينا وجدت من صحبته خيرا كثيرا رحمه اللّه رحمة واسعة » .
ملا محمد حسين ملقب به مهين استاد و متخلص به محزون ( متوفى 986 ) خطاط معروف تبريزى نيز او را چنين مىستايد :
در عالم فقر آنكه امروز * بىخرقه و جبهء ريايى است
شاهنشه كشور قناعت * درويش حسين كربلايى است
درويش حسين خود از خوشنويسان و از شاگردان علاء الدّين على بيگ تبريزى ( متوفى 958 ) است . به رسم و عادت صوفيان و يا به سبب پريشانى اوضاع آذربايجان در اوايل صفويه روزگارش اكثر در ديار غربت سپرى شد . سال 988 از راه دمشق به زيارت كعبه شتافت و از همان راه به تبريز بازگشت و پس از اندكى دوباره به دمشق رهسپار شد و در آنجا رحل اقامت افكند تا در 16 ذىقعدهء سال 997 در همان شهر وفات يافت و در موضع مرج الدحداح در جوار قبر شيخ ابو شامه مدفون شد .
هامش
بر مثال صورت ديوار بىجان ماندهام * پشت بر ديوار و رو سوى تو حيران ماندهام