تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
كشور من نيست كم از كشورت * لشكر من نيست كم از لشكرت خطهء بغداد به من شد تمام * كى دهم از دست به سوداى خام چون تو طلب مىكنى از من سرير * من ندهم گر تو توانى بگير
و اين پير بداق سال 870 به تدبير جهانشاه به دست برادرش محمدى كشته شد . مؤلف روضة السلاطين دربارهء جهانشاه مىنويسد : نظم او درويشانه و به تصوف نزديك است و اين مطلع او خبر مىدهد :
از لطف دوست يافت « حقيقى » مراد دل * بىجدوجهد طاعت و بىمنّت عمل
ديوان تركى حقيقى با مقدمه و اهتمام ابو الفضل رحيموف از روى نسخهء بريتانيا و نسخهء انستيتوى « ماتناداران » ايروان سال 1988 ميلادى در باكو به چاپ رسيده است . نسخه چاپى به قطع جيبى 15 * 11 سانتيمتر در 7 + 109 صفحه و هر صفحهء بطور متوسط 7 بيت محتوى غزليات و دوبيتىهاى تركى جهانشاه است . بيت اول :
يارين غمينده بولمه دى هر بىصفا ، صفا * يارين وفا سينى نه بيلور چكمييه‌ن جفا
و با دوبيتى زير پايان پذيرفته است :
اى رخون اسماء مقصودات غيب * وى صفاتين ذات موجودات غيب شاهد و مشهود مثلون ذات غيب * واجب اولموشدور سنه اثبات غيب
( تذكرة الشعراى دولتشاه ، ص 457 - 462 - روضة السلاطين ، ص 66 - 67 - مآثر رحيمى ، ج 1 ، ص 33 - 41 - دانشمندان آذربايجان ، ص 120 - 121 - ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 333 - نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، ش 3 ، ص 11 - 19 - فرهنگ سخنوران ، ص 169 )

حميد تبريزى

در سدهء هفتم و يا قبل از آن مىزيست . رباعى زير كه در ديوان كبير مولانا هم وارد شده از اوست :
دلدار كه دل به غصّه پروردم از او * دلدار من است ، اگرچه با دردم از او در رهگذرى دوش ، برى بر من زد * المنّة للّه كه برى خوردم از او
( نزهة المجالس ، 67 ، 486 )
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 316 | عزيز دولت آبادى