تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
كليات او : ملا عبد القادر بدائونى در منتخب التواريخ مىنويسد ديوان چهارده‌هزار بيتى از او ديده‌ام . اما قماش نيك در آن به غايت اندك است . نسخه‌يى از كليات او در كتابخانهء مجلس به‌شمارهء 5181 به خط نستعليق خوش سدهء 11 موجود است كه شامل قصيده و غزل و دوبيتى و مثنويهاى « جنگ‌نامهء گجرات » ، « سير و سلوك » ، « لسان الغيب » اوست . جنگ‌نامهء گجرات : مثنوىاى است در داستان جنگ و فتح گجرات كه به روزگار جلال الدّين محمد اكبر پادشاه ( 963 - 1014 ) سروده است نسخهء آن در كتابخانهء مجلس در ضمن كليات او هست . سير و سلوك : مثنوىاى است در حدود 700 بيت با بندهايى به نثر و چنين آغاز مىشود :
نسخهء سرّ الهى سخن است * نامهء نامتناهى سخن است
نسخهء جداگانه‌يى از اين مثنوى در كتابخانهء مجلس به‌شمارهء 2 / 5180 نستعليق سال 1069 هست . لسان الغيب : مثنوىاى است كه در آن از جسارتى كه شريف تبريزى در « سهو اللسان » به استاد خود « لسانى » كرده انتقاد شده است . صادقى افشار هم با « هجو ثالث » خود لسان الغيب را انتقاد كرده و در مقدمهء آن گفته است :
كجا شريف كجا حيدرى تعالى اللّه * ز هجو گفتن او صادقى به هم خورده . . .
نسخه‌يى از « لسان الغيب » در كتابخانهء مجلس به‌شمارهء 3 / 5181 نستعليق خوش سدهء 11 وجود دارد . ( فهرست نسخه‌ها ، ج 4 ، ص 3097 ) نمونه‌يى از اشعار اوست :
به هيچ‌كس منما نامهء سياه مرا * چنان بكن كه نداند كسى گناه مرا
* * *
ترسم از آب و هواى خلد گردد نااميد * آنكه مىخندد به اشك گرم و آه سرد ما
* * *
چو ريزم اشك از دل آه دردآلود برخيزد * بلى چون آب بر آتش بريزد دود برخيز
* * *
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 318 | عزيز دولت آبادى