تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
چراغ ديده‌ام بىخون دل روشن نمىسوزد * بلى هرجا چراغى هست بىروغن نمىسوزد
* * *
همچو آتش نالهء خونين‌دلان دردمند * بيشتر دارد اثر هرچند مىگردد بلند
* * *
مهر مه‌رويان عالم را نباشد اعتبار * پرتو خورشيد در يك جا نمىگيرد قرار
* * *
چو پاكان « حيدرى » تا مىتوانى * كمالى كسب كن در عالم خاك كه ناقص رفتن از عالم چنان است * كه بيرون رفتن از حمام ناپاك
* * *
در آتش است ز عشقت تن بلاكش من * به آب تيغ تو خواهم نشيند آتش من
از رباعيات اوست :
از مردم بىهوش ، سخن گوش مكن * جا در صف مردمان بىهوش مكن خواهى كه در اين غمكده غمگين نشوى * از مردن خويشتن فراموش مكن
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 243 - 245 - مجمع الخواص ، ص 217 - 218 - مآثر رحيمى ، ج 3 ، ص 1328 - 1347 - آتشكدهء آذر ، ص 113 - صحف ابراهيم ( نسخهء عكسى ) - رياض الجنة ، روضهء 5 ، ص 821 - 822 - نتايج الافكار ، ص 186 - 187 - شمع انجمن ، ص 121 - 122 - دانشمندان آذربايجان ، ص 125 - 126 - فهرست نسخه‌ها ، ج 2 ، ص 1207 ؛ ج - 3 ، ص 1856 - فرهنگ سخنوران )

حيرت تبريزى

آقا حسين على متخلص به « حيرت » از اطباى معروف سدهء 13 هجرى قمرى تبريز است : به نوشتهء مؤلف نگارستان دارا ، استحضارى وافى از لغت فرس و دواشناسى و حدسى صايب در شناختن امراض داشت پيرامون سال 1241 ه . ق . به زيارت حج نايل شد و در اين سفر رنجوران را معاينه و معالجه مىكرد . گاهى بر سبيل تفنن شعر مىگفت و طبعش بيشتر به قصيده‌سرايى مايل بود . در حق يكى از دوستانش به شوخى گفته است :
وقت آن شد كه رهى راز كرم شاد كنى * بدهى آنچه عطا كردى پار و پيرار
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 319 | عزيز دولت آبادى