تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
به هركس كه روزى شوى آشنا * به نيك و بد او نظر كن تمام اگر خوب‌خلق است و پاكيزه راى * به او بگذران نيك دورى به كام و گر ناپسند است اوضاع او * سلام عليك و عليك السلام
* * *
نويد وصل فرستد زمان‌زمان و نيايد * كه تا به حسرت بسيار انتظار بميرم
* * *
بس‌كه چو باد آمدم ، سوى تو كوه غم به دل * در نظرت سبك شدم ، بر دلت آمدم گران
* * *
آورم پيش تو هر لحظه پيام دگران * گويمت تا سخن خويش به نام دگران
* * *
با وجود بىوفاييهاى او * سوخت جانم ز آشناييهاى او از حقيرى عشق و رسوايى خوش است * خوش نباشد پارساييهاى او او يكى از عاشقان بينواست * رحم كن بر بينواييهاى او
مؤلف تحفهء سامى از او چنين ياد مىكند : حقيرى تبريزى از شعرايى است كه نوپيدا شده طبعش در شعر خوب است اين مطلع از اوست :
چو تير از دل كشم با تير آن مه جان برون آيد * چو شخصى كز پى تعظيم با مهمان برون آيد
بيت مذكور در قاموس الاعلام به نام « فقيرى » ثبت شده است . در « دانشمندان آذربايجان » ص 119 - 120 از وى به نام حقيرى و در ص 300 به نقل از صبح گلشن به عنوان « فقيرى » ياد شده است . مؤلف تذكرهء حسينى از شاعرى به نام « حضرى » نام برده مىنويسد : « حضرى » تبريزى به شرف زيارت بيت اللّه رسيده و به سال 994 شهد شهادت چشيده است . از اوست :
صد نگه هرجا كه او باشد به هر سو مىكنم * تا به تقريبى نگاهى جانب او مىكنم
از لحاظ تاريخ شهادت و شباهت ترجمه محتمل است كه « حضرى » هم تحريفى از « حقيرى » باشد . و اگر صاحب روضات الجنان دربارهء درويش على « حقيرى » توضيح بيشترى مىداد و يا