نمونهيى از اشعار اوست :
« حشرى » منما بدى گر اهل خردى * وز دهر مدار چشم نيكى چو بدى
يكچند به ذكر خير نيكان مىكوش * شايد رسدت ز روح ايشان مددى
دو بيت ذيل هم از مثنويهاى اوست :
جمله جهان نيست بجز يك سراى * هست سراسر همه ملك خداى
در نظر هركه خدادان بود * اين سر و آن سر همه يكسان بود
در مواضع مختلف روضهء اطهار اشعارى بر وزن مخزن الاسرار آمده است و چون روضهء ابرار كه فعلا نسخهاش ناپيدا است در همان بحر سروده شده محتمل است كه اين ابيات كه تعداد آنها به 55 بيت بالغ شده قسمتهائى از روضهء ابرار باشد و نگارنده تمامى آنها را در مقدمهء چاپى آوردهام .
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 280 - صحف ابراهيم ( نسخهء عكسى ) - شمع انجمن ، ص 125 - دانشمندان آذربايجان ، ص 117 - 118 - ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 327 - 328 - نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، سال 18 ، ص 133 - 151 )
حفظى تبريزى
حاجى محمود متخلص به حفظى از سخنورانى است كه در فهرست لطائف الخيال ذكرش رفته . از اوست :
پژمرده مىشود دلم از گفتگوى خلق * چون غنچهيى كه با نفسش واكند كسى
( دانشمندان آذربايجان ، ص 118 - الذريعة ، ج 9 ، ص 257 )
حقيرى تبريزى
درويش على متخلص به « حقيرى » از شاعران سدهء دهم هجرى قمرى و از معاشران و معاصران درويش حسين كربلايى صاحب روضات الجنان است . همو در ضمن شرح مزار پير ترك مىنويسد : از جناب مولانا درويش على متخلص به « حقيرى » استماع افتاد كه پير ترك