مشهور از اجداد مادرى وى بوده است . در وفات مولانا على بيگ خطاط تبريزى گويد :
نادر عصر على بيگ كه او * در فنِ خط چو قلم بود علم
رفت و تاريخ وفاتش قلمم * ( صيرفى ثانى او ) كرد رقم
( 958 )
( روضات الجنان ، ج 1 ، ص 212 ، ص 569 )
حقيرى تبريزى
از صناديد شعراى آذربايجان است ، مردى درويشنهاد و بىآزار و پرهيزگار بود و به مويينهدوزى اشتغال داشت ، چهار سال در كاشان اقامت گزيد و با مولانا محتشم كاشانى طرح دوستى افكند به سال 981 از كاشان به جانب خراسان رفت و بعد از زيارت از راه قزوين به تبريز مراجعت كرد و به سال 994 به دست عثمانيها شهيد شد . صاحب خلاصة الاشعار ديوانى شش هزار بيتى از او ديده است .
مؤلف شمع انجمن مىنويسد : « اگرچه خود را به شيوهء صلاح و فروتنى و تواضع حقير مىنمود ليكن به رتبهء شاعرى و سليقهء نظم درست ، عزيز جهان بود و طريق عاشقى را به راستى و درستى مىپيمود » .
نمونهيى از اشعار اوست :
مهربان بودى به من هر روز از روز ديگر * باعث نامهربانيها در اين ايام چيست
* * *
دوش در مجلس حديث آن لب ميگون گذشت * من ز خود رفتم ندانستم كه آخر چون گذشت
* * *
تا گرفتارم به درد عشق وقت من خوش است * وقت آنكس خوش كه بنياد گرفتارى نهاد
* * *
كسى كه از تو ستمگر ستم هوس نكند * به خويشتن ستمى مىكند كه كس نكند