رشتهء حقوق پرداخت به تاريخ 1343 ق . در تبريز به انتشار هفتهنامهء « ارديبهشت » اقدام نمود ولى توفيق ادامهء انتشار آن را نيافت و بطهران روانه شد و از محضر ملكالشعراى بهار و مرحوم افسر كسب فيض كرد . بعد راهى اروپا گشت و در رشتهء طب و داروسازى به تحصيل اشتغال ورزيد و به درجهء دكترى نائل شد و چندى در دانشكدهء پزشكى تهران به تدريس مشغول شد ، سپس به اروپا مراجعت كرد و سالهاست كه به علت دورى از وطن از احوال و آثارش خبرى نيست . دكتر حريرى شاعر توانائى است و شعرش در جزالت و سلاست و ابداع مضامين همتراز اساتيد شعراى ايران است شعرش در حدود هفتهزار بيت است . و هنوز بطبع ديوان توفيق نيافته است .
بنوشتهء سيد عبد الحميد خلخالى :
« اشعار دكتر حريرى در نظرگاه شعرشناسان و اهلفن از آثار خوب و گرانمايهء معاصر است و چون محرك وى در سرودن شعر احساسهاى شورانگيز گاهگاهى و تأثرات ذهنى خاص خود اوست ملاحظه مىشود كه اثر سحرآميزى كه از شعر منظور است در همه آثار وى مشهود است و بيان رسا و شيواى او كه نمايندهء توانائى طبع و فسحت انديشه اوست به اشعارش زيبائى و روانى خاصى بخشيده است .
دكتر حريرى در شعر تابع اصول و قواعد مسلم شعر فارسى و پيرو اساتيد سخنوران ايران است و حتى در بحور و اوزان نامطبوع و مشكل نيز نشان مىدهد كه هرگاه گوينده واقعا شاعر باشد و سخنى براى گفتن داشته باشد وزن و قافيه مانع و رادعى براى بيان فكر و انديشهاش نيست و در قواعد و قوالب صنعتى شعر نيز مىتوان لطيفترين احساسات و دقيقترين افكار را بتمامى بيان كرد » از اشعار اوست :
[ از اشعار او ]
آرزو
خواهم چو تو زيبا صنمى داشته باشم * تا بىثمرم شاخهء آمال نماند
من پرچم عشق تو برافراشته باشم * تا مردمم از عشق تو ديوانه بخواند
* * *
دستى كه چنين چهرهء زيباى تو آراست * آشفتگى روز مرا خواسته گوئى
وان دست كه اين گيسوى زرين تو پير است * از طلعت زيبائى تو كاسته گوئى