حافظ مجلسى
در سدهء دهم هجرى قمرى مىزيست ، سام ميرزا مىنويسد : از خيابان شهر تبريز است و قرآن را حفظ كرده و قانون و شتر غو را بد نمىنوازد و در نقارى و خوشنويسى دستى دارد و سواى اينها بيست حيثيت مىشمارد كه دارم . از اوست :
قدَّت نهالِ طوبى و طوبى روان خوش است * حسنت در آنِ خوبى و خوبى در آن خوش است
مرحوم تربيت در ذيل اين ترجمه ، مطالبى هم در توصيف شترغو و قانون ( از آلات موسيقى ) نوشته است .
( تحفهء سامى ، ص 137 - دانشمندان آذربايجان ، ص 110 )
حافظ تبريزى
محمد حسين متخلص به « حافظ » از سخنوران سدهء 11 ه . ق . تبريز است . مدتى در اصفهان گمنام مىزيست تا به علت آواز خوش به ملازمت ميرزا حبيب اللّه صدر درآمد و شهرت يافت . ميان روضهخوانان به خوشصوتى امتياز داشت و به قول نصرآبادى اقتدارش در نثر بيش از نظم بود از اوست :
تو را گر دوستتر از جان ندارم * به كيش دوستى ايمان ندارم
دلى دارم ولى در دست من نيست * سرى دارم ولى سامان ندارم
نه دل نه دين و نه ايمان درست است * شكستن ليك در پيمان ندارم
( تذكرهء نصرآبادى ، ص 389 - دانشمندان آذربايجان ، ص 111 - الذريعة ، ج 9 ، ص 221 )