تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
منم كز بىخودى در دل هواى دلبر انگيزم * بسا آتش كه از هجرش ز درد دل برانگيزم بگويم ترك سر روزى ببازم در ميان جان را * روم چون باد در كويش روان در زلفش آويزم اگر بندم نهد بر پا ندارم دست از آن هندو * شوم تسليم بند او ز بند خويش برخيزم اگر دشمن فرود آرد حسام تيز بر فرقم * چنان گويم در آن ساعت كه آمد دولت تيزم
( دانشمندان آذربايجان ، ص 109 )

حاذق طبيب تبريزى

در هيچ‌يك از تذكره‌ها و منابع موجود از او ياد نشده است . وى از شاعران نيمهء اول سدهء دوازدهم هجرى قمرى تبريز است و تنها اثرى كه تاكنون از او به دست آمده قصيده‌يى است مصنوع كه در تاريخ 1226 استنساخ و نسخهء آن در كتابخانهء شخصى روان‌شاد على اكبر محققى مدير گروه فلسفهء دانشكدهء ادبيات و علوم انسانى تبريز هست و مورد استفادهء نگارنده قرار گرفت . اين قصيده پيرامون 200 بيت و به قول سراينده جامع جميع صناعات شعرى است و از عنوان و انجام آن برمىآيد كه « حاذق » طبيب به سال 1117 در 22 سالگى آن را در مدح على ( ع ) و اولادش سروده است . قصيده چنين شروع مىشود :
ايا بهشت خد مشك خال خط عنبر * نگشته در همه آفاق چون تو يك سرور يكان‌يكان به قد تو كه شمع هر بزم است * بگردد آنچه به فانوس چرخ آرد سر شود قمر برت اى خواجه بنده و چاكر * چو بر فلك به دليلى رود نگاهت اگر هرآن‌كه محو ضمير خطت شده اى دوست * نكرده رام سوى جعد غير باز نظر اگر به عشق ز دل صيد صبر ما بكنى * به دام زلف چو ريحان مكن اسير دگر . . .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 302 | عزيز دولت آبادى