تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١

چلبى تبريزى

محمد قاسم برادر محمد حسين چلبى است اوقات خود را به تجارت صرف مىكرد در ابتداى سلطنت عالمگير پادشاه ( 1068 - 1119 ) به هند رفت و در همان‌جا فوت كرد از اوست :
به كويش چون رسم جامى به ياد دوستان نوشم * بلى در كعبه ياد آرند ياران ، آشنايان را
* * *
بر روى خويش بيند از خواب خوش چو برخاست * آيينه در كف او هم فال و هم تماشاست
* * *
مىستاند صددل و يك دل نمىدارد نگاه * زلف را اين باددستيها پريشان كرده است
* * *
رسم است كه رهزن به شب تيره زند راه * ساقى شب مهتاب ره توبهء ما زد
در « دانشمندان آذربايجان » ، ص 107 از شاعرى به نام ميرزا رحيم چلبى نوادهء صاحب ترجمه ياد و بيت سوم : ( مىستاند صددل و . . . ) و در « روز روشن » ص 239 بيتهاى 1 - 2 - 3 - محمد قاسم چلبى به نام او نقل شده است . ( تذكرهء نصرآبادى ، ص 119 - دانشمندان آذربايجان ، ص 107 ، 108 )

حاجى تبريزى

از سخنوران اواخر سدهء 9 و اوايل سدهء 10 هجرى قمرى است . در شيراز از ميرزا جان ( متوفى در 902 ق . ) كسب فيض كرد . ديوانى از وى در كتابخانهء اسعد پاشاى استانبول موجود است . سرورى عثمانى ( متوفى در 969 ق . ) در منتخبات اشعار پارسى خود اين غزل را از ديوان « حاجى » انتخاب و نقل كرده است :